توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : هنرهای تجسمی /طراحی٬نقاشی وگرافيک
MEHRAD
12-28-2010, 12:03 AM
تعريف طراحي:
به طور کلي طراحي را مي توان شيوه اي از بيان دانست .همان گونه که نويسنده ياگوينده کلمات ولغات را انتخاب مي کند ، سپس به بيان مي پردازد ، طراح نيز باانتخاب شيوه مناسب وبه کار گيري ابزار ومهارت خويش ، زبان وگويشي متناسب به کار مي برد . بااين تفاوت که اولاٌ مخاطبان يک اثر هنري وبه طور اخص ، يک طرح جمع زيادي از انسانها هستند؛ چراکه يک اثر واضح ورساي هنري نيازي به ترجمه ندارد .ديگر اينکه بيان به صورت طرح وشکل مدتها پيش از پيدايش خط وزبان ، وسيله برقراري ارتباط بين انسانها بوده است وبالاخره طراحي ، ساده ترين شکل توصيف است.
ودقيقا به همين علت است که اقوام بدوي وبسياري ديگر ، از اين شيوه براي رفع نياز ارتباطی خوداستفاده مي کردند.
طراحي ،محصول هماهنگي ميان چشم ،دست ابزارو انديشه هنرمنداست ،براي آفرينش يک نمونه موفق مدتها وقت وتمرين مداوم همراه باعلاقه ،لازم است .ابزارمناسب،هنرمند رادر نيل به بهترين نتيجه ياري مي کند و انديشه ،عبارت است ازنيروي مشاهده ،انتخاب وانعکاس يک ياچندموضوع برصفحه کاغذ توسط طراح :painting:
MEHRAD
12-28-2010, 12:03 AM
معرفی لئوناردو داوينچی
امروز می خوام يکی از هنرمندان معروف عرصه طراحی ونقاشی دوره طلايی رنسانس را بهتون معرفی کنم يعنی لئوناردو داوينچی اميدوارم مفيد واقع شود.
لئوناردو در دوران با عظمت هنر ايتاليا دوره رنسانس به دنيا آمد و ستاره درخشان آن دوران شد.نزد وروكيو ،استاد بزرگ زمان ،به شاگردي پرداخت.در كارگاه اين استاد با متفكرين و بزرگان هنر آشنا شد.تعليمات وروكيو او را با رموز هنر قرون وسطا آشنا ساخت،ولي لئوناردو در پرتو نبوغ ذاتي خود از مرحله تعاليم سنتي پيش تر رفت و هنرمند برجسته دنياي نو رنسانس شد.از جواني در رشته هاي علم و هنر استعداد بي سابقه اي نشان داد .لئوناردو دانشمندي بود كه به هنر روي آورده بود .طراحي مي كرد و مجسمه مي ساخت.
طرح ماشين آلات و اختراعات او تحول بي سابقه اي در دانش زمان بوجود آورد .در بيست سالگي نقاش ماهري بود و در بيست و پنج سالگي شهرت او بر سر زبانها افتاد .لئوناردو پس از يك سلسله تمرين به ساختن تابلو مبادرت مي ورزيد.در واقع حاصل تجربياتي را كه از تمرينها بدست مي آورد در نقاشيهايش مي فشرد.
هنر طراحي كه در آغاز براي تهيه و تكامل نقاشي به كار مي رفت رفته رفته وسيله اي براي تجسم اكتشافات علمي او شد.كنجكاوي بي نظيري براي شناسايي رموز طبيعت داشت.با چشم مغز همه اشياء را بررسي مي كرد .كتابچه يادداشت او سرشار از پيش بيني ها و تجربيات علمي است.در اين كتابچه طرح گلها و ساختمان دروني گياهان ،اجزاي بدن انسان ،و مسئله دوري و نزديكي اشياء با خطوط مصمم و سايه روشن قوي طراحي شده است.لئوناردو در كنار هر طرح ،تجربيات علمي خود را نيز شرح داده است.
همه علومي كه امروز به نامهاي گياه شناسي،آناتومي ،ستاره شناسي،زمين شناسي،و معدن شناسي مي شناسيم ،در دفترچه يادداشت لئوناردو بررسي شده است.
لئوناردو درباره علم مناظر و مرايا پرسپكتيو ،تغييرات رنگها در فضا تأثيري كه رطوبت ،خشكي،و قشر هوا بر رنگ اجسام مي گذارد و چگونگي به كار بردن نور و تاريكي در نقاشي به تفصيل سخن گفته است.
MEHRAD
12-28-2010, 12:03 AM
معرفی ميکل آنجلو بوناروتی معروف به ميکل آنژ
ميكل آنژ طراحي را از كودكي آغاز كرد.در درس يوناني و لاتين ضعيف بود.دليل آن هم اين بود كه بجاي توجه به درس زبان در حاشيه كتابهايش طراحي مي كرد.با وجود علاقه اي كه به مجسمه سازي شت ،در سن سيزده سالگي براي فرا گرفتن نقاشي به كارگاه گير لاندايو رفت،ولي تا آخرين روزهاي مرش كه تقريباً نود سال طول كشيد هرگز طراحي را كنار نگذاشت. او به اين واقعيت آگاه بود كه بهترين وسيله براي نيرومند كردن چشم و دست،طراحي است.
قبل از اقدام به نقاشي و يا تراشيدن مجسمه ،صدها طرح براي تمام جزئيات آنها مي ساخت.با اين طرحها اسرار ساختمان پيچيده بدن انسان را كشف مي كرد.طراحي،چراغي بود كه راه تاريك مجسمه سازي را به او روشن مي ساخت؛سنگ محكي بود كه به وسيله آن ميزان صداقت و وفاداري به حقيقت را آزمايش مي كرد؛وسيله اي بود براي درك حقايقي كه هر روز كشف مي كرد .
زماني كه در باغ خانواده مديسي در فلورانس ،زير نظر برتولدو تعليم مي گرفت،استادش به او گفت: طراحي، به عمل خداوند،كه روح را به تن آدمي دميد،شباهت دارد.
از پيوند روان هنرمند و تنفس مدل ،زندگي تازه اي روي كاغذ آفريده مي شود .طراحي عمل عاشقانه اي است. ميكل آنژ ،بزرگترين مجسمه ساز جهان ،از راه طراحي به پژوهش طبيعت پرداخت و سرانجام به حقيقت و به زيبايي كم نظيري كه خاص خود اوست دست يافت.بدون طراحي هر گز نمي توانست شاهكار هايي به اين عظمت بيافريند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:03 AM
معرفی رافائل هنرمند ايتاليايی
امروز می خوام يکی ديگه ازطراحان بزرگ جهان وايتاليا يعنی رافائل رو بهتون معرفی کنم.
رافائل نقاشي و طراحي را نزد پروجينو فرا گرفت و در مدت كوتاهي ستاره در خشان هنر رنسانس ايتاليا شد.آوازه هنر ميكل آنجلو و لئوناردو او را به فلورانس كشاند.
چهار سال در آنجا ماند و آثار اين دو استاد را بررسي كرد.از لئوناردو مفهوم واقعي سايه روشن هوا و فضا را درك كرد و از ميكل آنجلو تلاش بين انسان و طبيعت دريافت .
رافائل اين اكتشافات را با حساسيت و ظرافت طبع خود توأم ساخت و طرحهايي آفريد كه خطوطشان مواج،حساس ،حساب شده و در كمال زيبايي است؛البته نه آنقدر پر هيجان مثل طرحهاي لئوناردو و نه در بند گناه چون طرحهاي ميكل آنجلو.طرحهاي رافائل زاييده دست انساني است كه در اجتماع به سر ميبرد و در لذتها و شاديهاي آن شريك است.
او فوق العاده دقيق طراحي مي كرد ؛طرحهايش به دليل مهارتي كه در به كار بردن گچ و قلم و مركب نشان داده،و به خاطر ظرافتشان به دل مي نشيند و به چشم لذت مي دهد.مطلب تازه اي كه در طراحي رافائل ديده شد ،وفاداري شديد به طبيعت بود.
MEHRAD
12-28-2010, 12:04 AM
معرفی طراح هلندی (کسی که از هنرمشرق زمين بخصوص هنرايران تاثبر گرفته)رامبراند
رامبرانداز كودكي به طراحي علاقمند شد.در چهارده سالگي به دانشگاه رفت؛ولي طراحي را به كتب درسي ترجيح مي داد.در نوزده سالگي استاد مسلم نقاشي شهر خود و اندكي بعد يكي از سرشناس ترين چهره سازان آمستردام به شمار آمد.
با وجود موفقيتي كه در نقاشي به دست آورد هر گز از طراحي و تمرين غفلت نكرد.اولين طرحهاي او كه با پاستل سياه و قرمز ساخته شده داراي قدرت خارق العاده اي است .در اين دوره از مناظر هلند و صورت برادران و افراد خانواده اش طراحي كرده است .پاستل ،قلم ،و آب مركب را با زبر دستي خيره كننده اي در طرحهاي تخيلي مورد استفاده قرار مي داد.طراح ماهري بود كه _چه از طريق طرحهاي تخيلي و چه از طريق طراحي از طبيعت _رنجها،اميد ها،و افسانه هاي انسانها را تصوير مي كرد.پيش از ساختن تابلو،حركات،لباسها،سايه روشن،وضع محيط و نحوه تركيب تصاوير را بارها تمرين و طراحي مي كرد.رامبراند گچ و زغال را در طراحي به كار مي برد.
بعدها به طراحي با قلم نقره و قلم موي پهن روي آورد .با ضربات سريع،قوسهايي مي كشيد؛ناگهان از بين خطوط آشفته اي كه رسم شده بود تصويري جاندار پديد مي آمد.طرحهاي رامبراند به دو دسته تقسيم مي شوند.طرحهايي كه مستقيماً از طبيعت طراحي شده،و طرحهايي كه با نيروي تصور و هيجانات دروني او به وجود آمده اند.حتي در طراحي از موضوعات مذهبي و افسانه ها ،طرحهاي او تجسمي از زندگي انسانها است (انسانهايي كه در خانه و يا در فضاي آزاد زندگي مي كنند).طرحهاي رامبراند داراي قطع كوچك اند .آنها را براي تمرين شخصي و يا براي شاگردانش مي كشيد.سياه مشقهاي او پر از تحرك اند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:04 AM
[Only registered and activated users can see links]ابزار وسايل طراحی :nomood:
وسايل طراحی:
با توجه به تكنولوژي زمان حاضر ،ابزارهاي طراحي ،بسيار متنوع اند .ليكن،در اينجا صرفاً از وسايلي نام مي بريم كه به عنوان ابزارهاي اصلي اوليه براي طراحي شناخته شده اند؛به سهولت در دسترس مي باشند و مهم تر از همه ،نتيجه مورد نظر را براحتي ارائه مي دهند.براي طراحي ،به طور معمول ،از سطوحي با جنسها و كيفيتهاي متفاوت و متنوع استفاده مي گردد،كه اغلب از آن به عنوان سطوح اثر پذير نيز ياد مي شود.انواع كاغذ ها و مقواهاي بي شمار و گوناگوني كه در اطراف خود مي بينيم و گاه چوبها و فيبر ها ،ورقهاي پلاستيكي ،فلزي ،ديواره ها و... قابليت دارند كه خطوط و طرحهاي ترسيم شده را به عنوان اثري كامل به نمايش بگذارند .ليكن سطوح مورد نظر در اينجا،كاغذ و مقواهاي متداول و در دسترس است.
ترسيم خط بر روي همه كاغذ ها امكان پذير است،ولي با تجربه عملي مي توان دريافت كه كدام نوع كاغذ براي چه وسيله اي مناسبتر است. انواع كاغذ هاي در دسترس عبارت اند از كاغذ كاهي ،كاغذ نازك سفيد،كاغذ سفيد طراحي ،كاغذ هاي زبر براي مداد،مقواهاي نازك و ضخيم با بافتهاي درشت و ريز براي طراحي با زغال ،مقواي آبرنگ يا مكنده براي كار با آب مركب )،كاغذ و مقواي براق گلاسه با وزنهاي مختلف براي كار با قلم فلزي و مركب ،كاغذ ومقواي پاستل سفيد و رنگي و... علاوه بر كاغذ و مقوا ،وسايل ديگري نيز وجود دارد كه خطوط را با آنها ترسيم مي كنند و به عنوان ابزار اثر گذار شناخته مي گردند .
ساده ترين و معمولي ترين وسيله طراحي مداد است.مدادهاانواع مختلفي دارند و به همين نسبت توانايي هاي متنوعي را براي طراح فراهم مي سازند.ماده اوليه مداد ،گرافيت است كه در گذشته به صورت طبيعي و بدون حفاظ بود،ليكن امروزه با حذف نا خالصيهاي گرافيت و افزودن موادي همچون گل رس،موم يا پارافين و استفاده از حفاظ چوبي و گاه فلزي يا پلاستيكي در دسترس عموم قرار مي گيرد.علامتهاي ويژه اي براي شناسايي مداد ها وجود دارد همچونB , F , Hو نمايانگر مداد ها از لحاظ نرمي ،سختي ،خشكي و چربي مي باشند.علاوه بر آن در كنار اين علامتها شماره هايي نيز وجود دارد و بيانگر درجات مختلف تيرگيها و تنوع در ارائه اثر بجا مانده است.
به عنوان مثال در مداد هايي با علامتHمداد شمارهH1سخت تر و كم رنگتر ازHاست و هر قدر شماره ها بالاتر برود بر ميزان سختي و كم رنگي مغز آن افزوده ميشود تا شمارهH9كه اصطلاحاً كربن فشرده به سختي الماس در آن به كار مي رود ،مداد هايي باعلامتFاز انواع خشك اما پر رنگ تر از گروهHهستند و مداد هاي گروهBمناسب ترين گروه مدادها براي طراحي به شمارميروندوبر خلاف مدادهايHهر قدر بر شماره آن افزوده مي شود،ميزان نرمي و تيرگي آن نيز بيشتر مي گردد تا بدانجا كه شمارهB14با مغزي بسيار نرم و ضخيم،طيف وسيع و متنوعي از درجات تيرگي و روشني را ارائه مي دهد.
استفاده از مدادهاي گروهBنيز براي بدست آوردن انواع تيرگي و روشني ها مناسب است و در طراحي اهميت ويژه اي دارد ،بسياري از طراحان ،از چند نوع مداد به طور همزمان استفاده مي كنند ،ليكن در اينجا تنها يك مداد بسته به نوع موضوع ،اندازه كار و شيوه طراحي يا يا كافي است و به تنهايي مي تواند در ترسيم نازك ترين و كم رنگ ترين خط تا پر رنگ ترين خط مورد نياز شما را ياري كند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:04 AM
حرکت و آهنگ خط
براي كساني كه به فراگيري هنر طراحي مي پردازند شناخت آهنگ خط كه از حركات گوناگون مچ آرنج و بازوي طراح پديد مي آيد ، و همچنين آشنايي با امكانات ابزار هاي اثر گذار كه پيشتر بررسي شد ضروري است.حركت و آهنگ خط را مي توان ارزيابي و اندازه گيري كرد و زمان آن را مشخص نمود.
اندازه و ابعاد حركت :اندازه حركت ممكن است كوتاه ،دراز ،گسترده يا فشرده باشد.اندازه يك حركت مي تواند رفته رفته رشد كند ،كاسته شود،به طور يكنواخت تكرار شود مثل حركت پاندول ساعت و يا اينكه فشرده شود .
شكل حركت:شكل حركت مي تواند مستقيم،مورب قوسي شكل ،دندانه دار،مارپيچ ،به دور خود چرخيده گردش دور يك محور و يا در هم بافته حركاتي كه از چند جهت از روي يكديگر مي گذرند باشد.
مبدأ حركت:از بالا،از پايين ،از گوشه ها ،از خارج ،از درون و يا تركيبات آنها .جهت حركت :ازراست ، از چپ ،رو به جلو ، به عقب ،رفت و بر گشت ،بالا و پايين ،چرخش به دور يك مركز ،دور شدن از مركز ،گردش در اطراف يك محور و تركيبات آنها .تعداد حركات :يك ، چند ،بسيار و يا يك حركت كه با چند حركت تر كيب شود .
فاصله : فاصله فضايي بين حركات ممكن است وسيع ،كوچك ،به تعداد زياد و يا چند فاصله با اندازه هاي مختلف با شد .
فشردگي :'حركات مي توانند به هم نزديك ،جدا از هم و يا متغير با شند.مقدار نيرويي كه براي انجام هر يك از اين حركات لازم است نسبت به نوع حركت فرق مي كند .بعضي از خطوط فقط با حركت مفصل انگشتان ،برخي با حركت مچ دست و پاره اي با حركت دست و بازو پديد مي آيند. :
MEHRAD
12-28-2010, 12:04 AM
مفهوم کادر در طراحي
مفهوم کادر در طراحي چيست؟همه ما در ابتداي کار دنيا را از دريچه چشمان خود بررسي مي کنيم،اشياء را مي بينيم و ترسيم مي کنيم.ترسيم اشياء بر سطح کاغذ ابتدا شکلي ساده دارد و با کمي تمرين،به راحتي صورت مي گيرد.
به دنبال آن در اشياء و در محيط اطراف خود به دقت مي نگريم.در اين مرحله است که نياز به داشتن انسجام در کار ،احساس مي شود و بحث کادر نيز در همين زمان آغاز مي گردد.با توجه به حالت عمودي يا افقي شئ يا اشيا کادر خود را به صورت عمودي يا افقي انتخاب مي کنيم بنابر اين،مي توان گفت که بين فرم و کادر رابطه مستقيمي وجود دارد.معمولي ترين حالت کادر ،يک مستطيل عمودي يا افقي است يا حتي يک مربع.
البته فرمهاي دايره و بيضي نيز مي توانند به عنوان کادر مطرح شوند ،ليکن از پايداري لازم برخوردار نيستند و جز براي موارد تزييني و بسيار نادر ،به کار گرفته نمي شوند .کادر مثلث نيز مطلقاً در طراحي و نقاشي کاربرد ندارد.علت اين است که شخصيت و ويژگي مثلث،فضاي اطراف کادر را اصطلاحاً کور مي کند و برش مورب آن مي تواند به تصوير و به طرح ما آسيب برساند.
پس مبحث اصلي را به کادر مستطيل (به صورت عمودي يا افقي )اختصاص خواهيم داد.ابتدا کاغذي در اندازهa4را بر داشته آن را دقيقاً نصف کنيد.از هر سمت 3تا 4 سانتيمتر به طرف مرکز آمده و مستطيلي ترسيم کنيد و آن را ببريد.منظره يابي که به اين طريق به دست مي آيد وسيله مناسبي براي سنجش و تصميم گيري درباره کادر است و بهتر است که هنگام انجام طراحي ،همواره آن را همراه داشته باشيد.
منظره ياب شما کاملاً متناسب با اندازه هاي مستطيلي است که به عنوان مستطيل طلايي شناخته مي شود.
MEHRAD
12-28-2010, 12:04 AM
طبيعت بيجان
بنا به تعريفي که در کتاب شيوه طراحي آمده طبيعت بيجان به همه اجسامي گفته مي شود که در طبيعت وجود دارد ولي حرکت ندارند .به عنوان مثال مي توان از سيب ،چراغ،کوزه،يک شاخه گل ،پارچه،مجسمه و...نام برد که هر يک مي توانند مدلهاي مناسبي براي طراحي باشند.
به هنگام طراحي از طبيعت بيجان ،چند شئ با جنس و رنگهاي متفاوت را انتخاب کنيد و بر سطح ميز قرار دهيد.نحوه قرار دادن يا چيدن اشيا براي طراحي ،اهميت بسيار دارد.دقت داشته باشيد که:همه اشيا بر روي يک خط و کاملاً در کنار يکديگر قرارنگيرند برخي را جلوتر و يا عقب تر از اشياي ديگر قرار دهيد . بهتر استکه اشيا ،از لحاظ عرض و ارتفاع نيز داراي تنوع باشند.
_اندازه طراحي اشيا ،متناسب با اندازه کاغذ باشد.از طراحي اشيا در ابعاد کوچک و ريز جداً خودداري کنيد._ابتدا محور اصلي اشيا را ترسيم کنيد.بدين وسيله مي توانيد نسبت فضاي اشغال شده کاغذ توسط مدل را بسنجيد و پيش از آغاز به کار ،اندازه مناسب را پيش بيني نماييد.
_با استفاده از قاب منظره ياب ،مدل را از تمام زوايا مشاهده و بررسي کنيد.در تمام اين حالتها ،نمونه هاي ساده اي در ابعاد کوچک طراحي کنيد ،تا علاوه بر آنکه تمام ويژگيهاي اشيا را مي شناسيد ،براي تشخيص مناسب ترين زاويه هاي ديد توانايي لازم را بيابيد. نسبت به مدل فاصله مناسبي را در نظر بگيريد مناسب ترين فاصله براي طراحي ،تقريباً برابر است با دو برابر طول هر سوژه .
_تابش نور بر مدل نيز نکته مهمي است .نور طبيعي مطلوب تر است ،البته چنان چه براي کار کردن به اندازه کافي روشنايي داشته باشد .در غير اين صورت از نور مصنوعي به صورتي استفاده کنيد که مدل در معرض تابش مستقيم و شديد نور نباشد ._از خطوط متنوع و مناسبي استفاده کنيد .براي اين منظور توجه داشته باشيد که تفاوت هاي ظاهري اشيا را توسط خطوط متفاوت بيان کنيد ،از بکار بردن خطوط يکنواخت خودداري کنيد .
علاوه بر خصوصيات ظاهري عامل مهم ديگري نيز وجود دارد که به خط شما شخصيت و کيفيت مي بخشد و آن توجه داشتن به نور و منبع روشنايي است ،كه تحت عنوان مبحث ارزش خطي است.
MEHRAD
12-28-2010, 12:05 AM
گويا
از كودكي طراحي مي كرد ،ولي معلم خوبي نداشت.استعداد و نبوغ او در اثر كوشش فردي و در اثر توجه به جهان ،شكوفا شد.دوبار در مسابقه ورودي مدرسه هنرهاي زيباي مادريد شركت كرد و هر دو بار مردود شد.
طرحهاي او نشانه خشم و نفرت او نسبت به حكومت و فرماندهان آن زمان است گويابا مركب،مداد، گچ رنگي پاستل طراحي مي كرد.او با مركب قهوه اي و لكه هاي بزرگ رنگهاي تاريك و خطوط نازكي كه با نوك قلم فولادين روي آنها مي كشيد چهره واقعي اسپانياي آن دوران را مجسم ساخته است آدمهاي كوتوله با صورت پهن كه غذا مي بلعند ،شهوت راني مي كنند،گاو بازي مي كنند و با دشمن مي جنگند .
در بيشتر طرحهاي او ،تصوير دزدان،كلاه برداران،رقص مردگان ،رنجها و دگر گونيهاي بعد از جنگ ،و تمسخر زور گويان به چشم مي خورد. گويا از دل اجتماع خود سخن مي گفت آدمهايي كه پرواز مي كنند ،زنان جادو گري كه افسون مي خوانند و با اين طعنه ها و كنايات ،مردم اسپانيا و دستگاه حاكمه را ريشخند مي كرد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:05 AM
فضاي منفي در طراحي
فضاي منفي در طراحي :هنگامي که بر صفحه کاغذ طرحي ساده و خطي از يک يا چند شئ ترسيم مي کنيد،در واقع با کمک خط ،محدوده مدل را از کاغذ جدا کرده ايد؛در اين حال،علاوه بر فضايي که توسط شکل پر شده ،فضاي ديگري نيز اطراف شکل را احاطه کرده که به نام فضاي منفي شناخته مي شود .
فضاي منفي ،فقط از لحاظ خطوط محيطي شئ با فضاي مثبت ارتباط بر قرار مي سازد و با جزئياتي همچون رنگ و جنسيت ارتباطي ندارد .
در حين انجام تمرينات مربوط به فضاي منفي نيز با مسايلي همچون :اندازه گيري جزئيات ،مقايسه فاصله هاي موجود در مدل ،سنجش نسبتهاي مختلف ،تصميم گيري درباره جايگزيني مدل در کادر ،رو برو مي شويد .در بسياري موارد نيز پيش مي آيد که پيچيدگيهاي موجود در اطراف شئ فضاي منفي بيشتر از فضاي مثبت است.
تمرين:از اشيايي مثل صندلي ،چراغ مطالعه ،چند ميوه در کنار يکديگر ،گلداني با برگهاي پهن ،کفشها ،به صورت طراحي فضاي منفي نمونه هايي تهيه کنيد .ابزار مختلف را در اين تمرينها تجربه کرده،فضاي منفي را به انواع شيوه ها پر کنيد با پهناي زغال،خط خطي ،با قلم فلزي يا روان نويس ،خطوط صاف يا در هم و... .به ياد داشته باشيد هنگامي که چند شئ در کنار هم به صورت نا منظم قرار گرفته باشند ،ممکن است در قسمتي از فضاي منفي اشتراک داشته باشند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:05 AM
[Only registered and activated users can see links]پرسپکتيو يا علم مناظر و مرايا
طراحي نتيجه هماهنگي ذهن ،چشم و دست است؛اما گاه ممکن است اين هماهنگي از بين رفته يا مغشوش گردد .
به عنوان مثال ،وقتي به حجم ساختماني که در مقابل شماست نگاه مي کنيد با آنکه مي دانيد تمام ابعاد و زوايا با هم برابر هستند ،باز هم بخشهاي عقب تر آن حجم به نظر کوچکتر مي آيند يا آنکه خطوط افقي يا عمودي حجم تغيير زاويه داده و در جهت اريب به نظر مي رسند .
در اين حالت است که اطلاعات ذهني ،با مشاهدات عيني شما هماهنگ نمي شوند و بايستي از نکات مربوط به پرسپکتيو استفاده کنيد .
پرسپکتيو علمي است که با استفاده از اصول آن ،دوري و نزديکي اجسام را نشان مي دهند .پرسپکتيو يا علم مناظر و مرايا در قرن پانزدهم ميلادي به وسيله دو تن از نقاشان بزرگ ايتاليا به نامهاي پائولو اوچلو و پيرو دلا فرانچسکا پايه گذاري شد سپس توسط نقاشان ديگري همچون لئوناردو داوينچي و رافائل تکميل گرديد ،و از همان زمانها ،آموزش علم پرسپکتيو در کنار اصول نقاشي و طراحي الزام گرديد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:05 AM
معرفی رشته های هنرهای تجسمی
يکی از دوستان درمورد انواع رشته های هنرهای تجسمی سوال پرسيده بودند.
هرهنری که بوسيله تجسم روی کاغذ، بوم،سفال،سنگ وجنسيت های ديگر اتفاق بيفتد جز هنرهای تجسمی بشمار می رود.مانند طراحی،نقاشی،مجسمه سازی،تذهيب،تشعير،نگارگری(� �ينياتور)،ارتباط تصويری(گرافيک)،صنايع دستی،سفالگری،طراحی صنعتی،طراحی نقشه قالی،منبت،معرق و....
وپايه واساس همه اين هنرها طراحی می باشد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:06 AM
معرفی پدرنقاشی جديد: پل سزان
سزان در جنوب فرانسه بدنيا آمد.در كودكي گوشه گير ،عجيب و با مغز بود.در زبان لاتين استعداد زيادي نشان داد ولي در كلاس نقاشي از بي استعداد ترين شاگردان بود.
اما همين شاگرد بي استعداد در اثر اراده و پشتكار مرد قرن و پايه گذار هنر نو شد.در پاريس از مجسمه هاي موزه لوور تمرين مي كرد.طرحهاي او در اين دوره حساسيت و لطافت خاصي پيدا كرد.
نطفه آثار بعدي او در اين طرحها جان مي گرفت.بعدها به طراحي از اجسام ساده پرداخت.چند عدد سيب ،يك بطري ،و گلدان و روميزي سفيد را طراحي مي كرد،و يا با آبرنگ نقاشي مي كرد.
سزان شكل اجسام را تحليل و گردش نور و رنگ را در آنها بررسي كرد.براي هر خط يا هر لكه رنگ كه روي اجسام مي ديد ارزشي قايل بود،و همين مسئله او را با واقعيت هنر نقاشي آشنا ساخت.در اكتبر 1906 ،هنگامي كه در بيرون خانه نقاشي مي كرد،طوفان در گرفت و باران او را خيس كرد.
در ميان راه از حال رفت.با گاري او را به منزلش آوردند و هفته بعد جان سپرد.هنرمنداني كه بعد از سزان پا در ميدان هنر نقاشي گذاشتند او را پدر هنر قرن بيستم اروپا و پايه گذار بسياري از مكاتب هنري نام دادند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:06 AM
تعريف نقاشی
نقاشی عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده (یک چسب ) بر روی یک سطح (نگهدارنده) مانند کاغذ ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می شود. این واژه بخصوص زمانی به کار می رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است.
در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است.
یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود است.
این مقاله بیشتر درباره نقاشی وری سطوح به دلایل و اهداف هنری است . نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:06 AM
[Only registered and activated users can see links]درباره رنگ
رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند کننده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت کننده و یا هر ماده اصلاح کننده دیگری است. قبل از آنکه رنگ بر روی بوم قرار گیرد، معمولا ابتدا آن را آغشته به نوعی زمینه (یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد) می کنند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد. با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی استفاده می کنند که دارای رنگدانه های فرار هستند.
ابزار مورد استفاده نقاش شامل انواع مختلفی است .
از جمله :
قلم موی نقاشی
کاردک
پالت (از جنس چوب یا پلاستیک که در هنگام نقاشی رنگ را روی آن قرار داده و استفاده می کنند)
اسفنج
گیره
سه پایه
قوطی اسپری رنگ
اسپری رنگی دارای هوای فشرده
MEHRAD
12-28-2010, 12:06 AM
تاریخ نقاشی
قدیمی ترین نقاشی ها در دنیا که متعلق به حدود 32000 هزار سال قبل می باشد، در گروته شاوه فرانسه قرار دارد. این نقاشی ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده اند، تصاویری از اسب ها ، کرگدن ها، شیرها، بوفالوها و ماموت ها را نشان می دهند. اینها نمونه هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند.
امروزه ،بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک خلق می شوند وجود دارد.
از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا ، نور ، آتش بازی ، چاپگرجوهرافشان ، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می کنند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری ، نقاشی گفته می شود.
MEHRAD
12-28-2010, 12:06 AM
تکنیکهای نقاشی
تکنیکهای نقاشی
تکنیکهای نقاشی عبارتند از :
رنگ زنی غلیظ
آبرنگ
لعاب دادن
نقاشی یا رنگ مومی ( نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند)
نقاشی دیواری که معروفترین نوع آن فرسکو می باشد.
سایش و نقاشی نقطه ای
فوماتو
سامی – ای
کلاژ
نقاشی بر روی تخته
نقاشی یا اسپری « گرافیتی )
(نقاشی) با مواد جدید
نقاشی یا کامپیوتر حلال های رنگ
حلال ماده ای است که رنگدانه در آن حل یا قرار داده می شود. تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل استفاده هستند. برخی از آنها عبارتند از :
رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب
رنگ اکریلیک
سایه روشن
رنگ انگشتی
مرکب
پاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل
تمپرا (رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ)
رنگ مومی
آبرنگ
MEHRAD
12-28-2010, 12:06 AM
سبک های معروف نقاشی
سبک های نقاشی می توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می دهد دارند، مشخص شوند. سبک های معروف عبارتند از:
رئالیسم (واقع گرایی)
امپرسیونیسم (برداشت گرایی)
پوینتولیسم
هنر ابتدایی
کوبیسم (حجم گری)
مدرنیسم (نوگرایی)
آبستره (انتزاعی)
پست مدرنیسم (فرا نوین)
آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی)
ساختار گرایی
کتاره سخت
گرافیتی
نقاشی اصیل ایرانی
MEHRAD
12-28-2010, 12:07 AM
ونسان وان گوگ نقاش هلندی
نياكان وان گوگ ،وزير،دريانورد،تجار بزرگ و مجموعه داران هنر بودند .اين پشتوانه خانوادگي تأثير مستقيم در سنت شكني و ياغي گري او در نقاشي داشت.از كودكي به هنر عشق مي ورزيد.
خط،فرم و كمپوزيسيون رنگ و فضا به همان اندازه در نظرش مقدس بود كه كلمات كتاب مقدس انجيل .اولين طرحهايي كه از مردم زحمت كش دهكده زادگاهش تهيه كرده است انسان را به هيجان مي آورد.طرحهاي او كارگاه فقيرانه ريسندگي ،زندگي سخت معدن چيان و يا دهكده ها و راههاي دراز ناحيه فلاندر را با درختان غمزده نشان مي دهند.
وان گوگ فقط به خط اهميت مي داد و از تجسم هر گونه قشنگي ،يا حركات زيباي بدن چشم مي پوشيد.در طراحي به اناتومي قرار دادي پشت پا زد.او مي خواست دنياي درون را نشان دهد؛بنابر اين طرحهاي او نه عضلات قهرمانان را دارند و نه اينكه نشست زيبا و مؤثري به آنها داده شده.آدمهاي وانگوگ سرگردانيها ،رنجهاي دروني ،و سرنوشت بشريت را به ما نشان مي دهند.
در خطوط و سطوح تاريك،خطهاي كوتاه و متقاطع طرحهاي او تاريكي درون وان گوگ ،تنهايي اش و آرزوي همبستگي با اجتماع را مي توان ديد .دنيايي كه او تجسم مي دهد دنياي فقر،سرما،و كار خسته كننده است.اندامهايي كه در اثر تغذيه بد و شرايط نا مساعد محيط زيست،تغيير شكل داده اند محتوي اين طرحهاست.
MEHRAD
12-28-2010, 12:07 AM
ريتم در طراحي
ريتم در طراحي :
در مبحث ريتم و ضرورت آن در طراحي بايد اشاره كرد كه تنوع در طراحي كاملاً ضروري است.چنانچه اشياي مختلفي كه ترسيم كرده ايم اندازه يا حركت ثابت و كاملاً مشابهي داشته باشند و اصطلاحاً ريتم ساده و ثابتي را دنبال كنيم،يكنواختي به وجود آمده ،تمام زيباييهاي طرح را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد.چنانچه مجموعه اي از اشياي ساده را در طي تركيب بندي هاي متفاوت بررسي كنيم ،متوجه انعكاس ريتم و حضور نوعي حركت حاكم بر كل اشياء مي شويم.
با توجه به اندازه و فرم اشياء نسبت به يكديگر ،اين ريتم شكلهاي متفاوتي به خود مي گيرد.در طراحي،ريتم مورد نظر را مي توان درباره جنسيت اشياء ،حركت خطوطي كه اشياء را وابسته به يكديگر نشان مي دهد،و در نهايت بررسي بر روي حركت لكه هاي مختلف خاكستري سايه روشن و سپس همراه با حركت چين پارچه و فضاي اطراف آن به كار برد كه در واقع مكمل طرح بشود.
براي تمرين پيشنهاد مي شود سوژه هايي را گرد آوري كنيد و با توجه به مشاهده آنها به صورت احجام يا سطوح ساده هندسي به مقايسه تك تك عناصر با هم بپردازيد طرحهايي را تهيه كنيد و به مطالعه محسنات و معايب:ريتمهاي ساده دنبال هم و در يك اندازه ،ريتم متغير بزرگ به كوچك و كوچك به بزرگ ،ريتم حلزوني ،مدور ،مربع بپردازيد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:07 AM
بزرگترين تئورسين طراحی جهان:پل كلي
پل كلي
در دهكده اي در حوالي شهر برن بدنيا آمد.پدر و مادرش موسيقيدان بودند؛خود او هم ويولونيست ماهري شد.در 1906 به مدرسه هنرهاي زيباي مونيخ رفت،و در 1921 به استادي مدرسه هنري (( با هاوس ))انتخاب شد.در دوران زندگي اش 4864 طرح آفريده است.قلم فلزي يا مداد نازك،ابزار هايي هستند كه حساسيت رواني او را منعكس مي سازند .
قلم او مثل سوزن زلزله سنج كه كوچكترين ارتعاشات زمين را رسم مي كند ،ظريفترين عواطف او را بر كاغذ نقش مي نمود.هدف او اين بود كه همه ادراكات دروني و تحولاتي را كه در حين آفرينش اثر در ضمير آگاه او به وجود مي آمد با امكانات خط و رنگ مجسم سازد.
با قرار دادن خطي در كنار خط ديگر ،با افزودن نقطه ها و يا لكه ها به نتايجي مي رسيدكه در آغاز از نظر او پنهان بودند .برخلاف ساير هنرمندان ،كه موضوعي براي طراحي انتخاب مي كنند ،او فقط با خطها بازي مي كرد بازي عاقلانه و منطقي و فقط پس از آنكه اثري از نيستي به هستي مي آمد اسمي به آن مي داد .پل كلي كاشف انواع خط است.طرحهاي اين هنرمند به دو دسته تقسيم مي شوند.1)طرحهايي كه با خط خالص و لرزان ساخته شده اند .
در 1910 با توجه به نقاشي امپر سيونيسم خطوط زنده و روان در منظره هاي او پيدا شد.2)در 1912 به تحليل اجسام پرداخت.شكلهاي شناخته شده را كنار گذاشت و تصاوير نا شناخته اي را با حركت خطوط طراحي كرد.در اين مرحله به ارزش خطها و نقشي كه هر خط به طور جداگانه بر عهده دارد توجه داشت .
MEHRAD
12-28-2010, 12:07 AM
پابلو پيكاسو
پيكاسو،نابغه بزرگ هنر نقاشي و طراحي اين قرن ،در اسپانيا بدنيا آمد.در آن زمان كه او به دنيا آمد وفاداري به طبيعت و داستان سرايي به وسيله نقاشي ،مفهوم واقعي هنر شناخته مي شد.
آبرنگي كه در كودكي از چهره پدرش ساخته،و تابلو رنگ روغن اتاق بيمار ،كه در شانزده سالگي با پيروي از سنتهاي كهن نقاشي كرده است،او را براي تمام عمر در رديف نقاشان دست سوم و گمنام قرار مي داد.در نوزده سالگي به پاريس ،كه مركز تجديد حيات هنر به شمار مي رفت،سفر كرد.جوان پرشور اسپانيايي ،ماتم زده و گرسنه،با پشت كاري خستگي نا پذير،سبك و روش همه هنرمندان قديم و جديد را بررسي كرد و هر چه احتياج داشت از آنها آموخت.
از نتيجه آن همه عطش و تلاش ، ستاره اي در افق هنر جهان درخشيد كه نام آن پيكاسو است. او از هر انديشه اي ، هر قدر هم خشن و دور از سليقه مردم ، براي خلق آثار تازه استفاده مي كرد ؛ به راحتي خط مي كشيد ابزار طراحي هر چه مي خواست باشد با مداد روي سنگ چاپ ، با قلم كنده كاري روي فلز ؛ هر تصويري را كه مي خواست طرح مي كرد و هرگز دستش اشتباه نمي رفت .
خود او در اين باره مي گويد :
مطمئن نيستم نقاش برجسته اي باشم ، ولي يقين دارم كه طراح بزرگي هستم . پيكاسو به هزاران سبك طراحي كرد . هنر افريقايي ، هنر اقيانوسيه و نقاشي سزان تحول تازه اي به كار او داد . فرم ها و خطوط هندسي در طراحي او پيدا شد . در طراحيهايش بعضي از سطح ها را صاف و برخي را مثل مجسمه برجسته مي كرد
MEHRAD
12-28-2010, 12:07 AM
ريتم درطراحی(قسمت دوم)
با بريدن چند قطعه مقواي متفاوت از لحاظ رنگ و اندازه مستطيل و مربع و مثلث،و تركيب آنها در داخل كادر انواع ريتم ها را تجربه كنيد.علاوه بر موارد فوق ،تجمع و تراكم اجزا نيز مي توانند عاملي براي به وجود آوردن ريتم باشند.
درختي كه در طبيعت مشاهده مي كنيم برگهاي درهم و انبوهي دارد،ليكن نظم و ريتمي در تمام اجزا و در كل درخت حاكم است كه از لحاظ زيبايي شناسي ،چشم را خسته نمي كند و تنوعات گوناگوني را از تمام ابعادي كه تا كنون بررسي كرديم در نظر مي آورد.
اگر همين ديدگاه و هدف را در حين چيدن اجزاي طبيعت بيجان در كنار يكديگر حفظ كنيم ،مي توانيم به تركيب بندي خوب با ريتمي مناسب دست يابيم.ريتم را مي توان مكمل مبحث كادر و تعادل و توازن در يك اثر هنري دانست .چنانچه در حين طراحي به تمامي عوامل ياد شده يعني ريتم،تعادل ،توازن توجه داشته باشيد،مي توانيد نمونه هاي قابل توجهي از تركيب بندي هاي آگاهانه را ارائه دهيد.تركيب بندي ،علاوه بر نظم ميان اشياء در طبيعت بيجان ،شامل نظم ميان افراد يك يا چند نفر در يك كادر نيز مي گردد .
MEHRAD
12-28-2010, 12:08 AM
طراحي فيگوراتيو
براي طراحي فيگوراتيو ،جايگزيني مدل در صفحه بسيار مهم است:1_ممكن است شما صرفاً به اصل سوژه و حالت آن توجه داشته باشيد.و لذا هر مقدار از سوژه را كه در نظر داريد بر صفحه كاغذ پياده مي كنيد يعني به صورت نيم تنه يا تمام تنه ،2_مورد ديگري نيز وجود دارد و آن ،حضور مدل در كنار سوژه ها و عناصر ديگر مي باشد.
در اين حالت ،بايد تناسب سوژه را با اجزاي ديگر محيط اطراف آن در نظر داشته باشيد و جايگزيني مدل در صفحه را با دقت و تأمل بيشتري انجام دهيد .
تا زماني كه بدن،دست و پاها در حالت آويخته و عادي هستند،به چشم بيننده كاملاً عادي به نظر مي رسند ،اما همين كه حالتهايي مثل نشستن ،دويدن و... پيش مي آيد ،دستها وپاها نيز همچون احجام و اشياي ديگردچار كوتاه نمايي يا قرار گرفتن در وضعيت پرسپكتيو مي شوند.
بسيار پيش مي آيد كه هنر جويان براي فيگورهاي نشسته يا در حال دويدن ،زاويه نيم رخ را انتخاب مي كنند تا با مشكلات كمتري در حين طراحي روبرو شوند،چنانچه در نظر آوريم كه در طراحي از طبيعت و طبيعت بيجان ،اشيا را به صورت فرمهاي ساده هندسي مشاهده مي كرديم ،و سپس به ترسيم وضعيت پرسپكتيوي هر يك مي پرداختيم،در اينجا نيز مي توانيم تنه،دست و پا را به صورت احجام هندسي ببينيم و وضعيت پرسپكتيو آنها را به دقت مشاهده كرده و به ترسيم آنها بپردازيم.
كل بدن انسان در حالت خوابيده نيز مي تواند به صورت حجمي كلي مشاهده شود و سپس جزئيات بر روي اين حجم مشخص گردد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:08 AM
طراحي ساخت و ساز از فيگور انسان
براي طراحي ساخت و ساز از فيگور انسان،نياز به مدلي داريد كه قادر باشد مدت مديدي را بي حركت و ساكن در مقابل شما بايستد.در اين مرحله نيز تهيه اسكيس هاي اوليه،مطالعه مدل از زواياي مختلف و با توجه به وضعيت نور نسبت به مدل ،از مراحل ابتدايي و اساسي كار است.مدل را در وضعيتي متناسب با كادر كاغذ بنشانيد و پس از ترسيم اتود هاي مختلف به طراحي اصلی بپردازيد .
همه قسمتها از جمله حالت چهره ،مرز بندي نقاط سايه و روشن و حالت دستها را مشخص كرده ،همزمان تكميل كنيد.براي ساخت و ساز كامل ،بهتر است ابتدا از چهره و سپس از دستها شروع كنيد .
بسياري از هنرمندان همين مراحل را طي كرده اند ،تا چنانچه مدل به عللي تغيير مكان داد ،صرفاً مجبور به تغيير حالت لباس باشندو تغييري در وضعيت چهره يا دستها پيش نيايد.
ممكن است به علت عدم دستيابي به مدل مناسب ،مجبور به طراحي از تصاوير باشيد،پيشنهاد مي شود چنانچه به آينه هاي بزرگ دسترسي داريد ،خودتان را به عنوان مدل قرار دهيد.
تنوع در رنگ سايه ها ،بافت هاي موجود در پوشاك و چهره و حتي نوع خط و سايه روشن به كار رفته ،از ضروريات كار است.سطوح خاكستري تيره را در سراسر كار خود توزيع كنيد تا چشم بر اثر تمركز تيرگي در يك نقطه ،توقف نداشته باشد و همه نقاط و زوايا را براحتي مشاهده كند.
براي اين منظور ممكن است ناچار شويد قدري در رنگهاي خاكستري كه در مقابل داريد ،دخل و تصرف كنيد و درجات خاكستري را تيره تر يا روشن تر از مدل در نظر بگيريد تا تعادل بر سطح كار حاكم شود . پركار ترين شيوه ساخت و ساز از فيگور انساني شيوه هاشور و قلم فلزي است.
نمونه هاي قابل توجهي از اين شيوه وجود دارد كه سالها پيش توسط طراحان صورت گرفته و براي آموزش و مشاهده بسيار مناسب است.
MEHRAD
12-28-2010, 12:08 AM
کوبیسم [Only registered and activated users can see links]
شروع واقعی کوبیسم رامی توان پرده(ظروف) پیکاسو شمرد که درآن تعدادی ظروف به صورت ساده هندسی ترسیم شده اند.این پرده ازآثارسزان که درآثار خود به تناسب وترکیب اشکال توجه داشت اثر گرفته است.درسال 1907 نمایشگاه بزرگی ازآثارسزان درپاریس ترتیب یافت.
پیکاسو به دیدن آن رفت وبه شیوه سزان توجه کرد.درهمین سال این گفته سزان انتشاریافت که (هرچه درطبیعت هست ازترکیب کره ومخروط واستوانه شکل می پذیرد.باید نقاشی رابراساس این اشکال ساده قرارداد.)
پیکاسوازآثارسزان وگفته های اوالهام گرفت ودرپی یافتن اشکال ساده واساسی وتناسب میان این اشکال بود.به همین خاطر ازترسیم احوال بشری غافل شدودرعالم اشکال وساختمانی که درپس نمای آن نهفته است،فرورفت.
MEHRAD
12-28-2010, 12:08 AM
مراحل مختلف کوبیسم
1- کوبیسم ساده ( براک وپیکاسو بانیان آن بودند،سعی داشتندبرخلاف امپرسیونیستها که به اثر زودگذرچیزها توجه داشتند،شکل ثابت واساسی چیزها رادریابندوبرصفحه نقش کنند.)
2-کوبیسم تحلیلی ( پیکاسو وبراک درپی آن بودندکه وجوه مختلف اشیاء رادرآن واحد بنمایانندیعنی نقش آنهامنحصر به آنچه چشم ازیک طرف می بیند نباشدبلکه آن تصوری راکه ماازشیء درذهن داریم وناظربه همه وجوه آن ازنیم رخ وتمام رخ ودرون وبیرون آن هستیم مجسم کند.)
3-کوبیسم ترکیبی (دراین مرحله کوبیسم ازنشان دادن حجم اشیاء صرفنظر کرد،اگرچه نمودن صورتهای مختلف یک شیء راازیاد نبرد.)
MEHRAD
12-28-2010, 12:08 AM
ارتباط
انسان درهردوران وهرزمان،برای ایجاد ارتباط ازپاره ای علائم سنتی استفاده کرده که هریک به نوعی بیان کننده مفاهیم اجتماعی وفرهنگی آن دوران بوده اند.علائم رفته رفته مفهوم عمیق تری پیدا کردوبه نماد تبدیل شد.نماد پدیده ای است تصویری که دیدن آن،چیزی رادرذهن مامجسم می سازدوکیفیتی رابه ذهن ما منتقل می کند.برای مثال ،کبوتر،درفرهنگ مسیحیان،نمادصلح وآشتی شناخته شده است واسکلت سرانسان ،نمادمرگ.
نماد،فرآورده اندیشه انسان است.فشرده ای است ازمجموع عواطف آیینی،قومی که به شکل یک تصویر تقریبآ انتزاعی ویاشکلهایی که ازتجزیه تحلیل شکلهای طبیعی استخراج شده،نمودار می گردد.مصریان باستان وسومریهاازنخستین اقوامی بودند که ازانسان،پرندگان وحیوانات،نمادها وعلائمی ساختند به نام الفبای هیروگلیف که ازآن برای انتقال پیام استفاده می کردند.
دراین خطوط تصویری،شکل انسان وحیوان کاملآ ساده وپیراسته شده ودرمواردی به شکل حرف رمزدرآمده است:
مصریان این شکلهای ساده وبدون حجم راروی کاغذ پاپیروس نقش می کردند ویااینکه بردیواره مقبره فراعنه وبرروی ستونهای سنگی بلند حک می کردند وهریک ازاین علامات مفهوم ویژه ای رابیان می کنند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:09 AM
علم مناظرو مرایا (پرسپکتيو)
نتيجه هماهنگي ذهن ،چشم و دست است؛اما گاه ممکن است اين هماهنگي از بين رفته يا مغشوش گردد .به عنوان مثال ،وقتي به حجم ساختماني که در مقابل شماست نگاه مي کنيد با آنکه مي دانيد تمام ابعاد و زوايا با هم برابر هستند ،باز هم بخشهاي عقب تر آن حجم به نظر کوچکتر مي آيند يا آنکه خطوط افقي يا عمودي حجم تغيير زاويه داده و در جهت اريب به نظر مي رسند .
در اين حالت است که اطلاعات ذهني ،با مشاهدات عيني شما هماهنگ نمي شوند و بايستي از نکات مربوط به پرسپکتيو استفاده کنيد .
پرسپکتيو علمي است که با استفاده از اصول آن ،دوري و نزديکي اجسام را نشان مي دهند .پرسپکتيو يا علم مناظر و مرايا در قرن پانزدهم ميلادي به وسيله دو تن از نقاشان بزرگ ايتاليا به نامهاي پائولو اوچلو و پيرو دلا فرانچسکا پايه گذاري شد سپس توسط نقاشان ديگري همچون لئوناردو داوينچي و رافائل تکميل گرديد ،و از همان زمانها ،آموزش علم پرسپکتيو در کنار اصول نقاشي و طراحي الزام گرديد.
پرسپکتيو در همه حال به طراحان کمک مي کند تا نظمي اساسي در طرحها و فرمهاي هندسي به وجود آورند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:09 AM
انواع پرسپکتیو[Only registered and activated users can see links]
معمولاً پرسپکتيو به دو حالت اصلي شناخته مي شود:1_پرسپکتيو فضاي داخلي _مثل فضاي داخل اتاق ،راهرو،ساختمان و...تصوير4 2_پرسپکتيو فضاي خارجي _مثل فضاي خارج از ساختمان ،خيابان،شهر و فضاهاي باز .در اينجا لازم است اشاره کنيم که گاهي نيز طراحان از ترکيب دو حالت فوق استفاده مي کنند .
مشاهده و ترسيم اشيإ با شيوه پرسپکتيو نيز به چند روش صورت مي پذيرد که به طور عمده عبارتند از:پرسپکتيويک نقطه اي ،پرسپکتيودو نقطه اي و پرسپكتيوسه نقطه اي هر يک از موارد فوق شامل قوانيني نسبتاًساده هستند و چنانچه اشکال هندسي را با توجه به قوانين هر يک ترسيم نماييم مي توانيم از تنوع بي شماري که به وجود مي آيد استفاده کنيم.براي ترسيم پرسپکتيو يک شئ لازم است که ابتدا خط افق و نقطه گريز را مشخص کنيد.
خط افق :فاصله چشم ناظر از سطح زمين تعيين کننده خط افق است .به عنوان مثال زماني که بر روي صندلي نشسته ايد و ارتفاع يا فاصله چشم شما از سطح زمين 5\1 متر است،خط افق براي شما در همان ارتفاع 5\1 متري واقع شده و به موازات نگاه شما قرار دارد.
نقطه گريز:اگر حجم يا شکلي را که در پرسپکتيو قرار گرفته به دقت بررسي کنيد متوجه مي شويد که خطوط و زاويه هايي که دورتر قرار دارند همه به طرف خط افق رفته و در يک نقطه متمرکز مي شوند.به اين خطوط راهنما ،خطوط گريزنده يا خطوط سهمي نيز مي گويند.
شما نيز مي توانيد تصاويري با مضمون حجم و ساختمان را گرد آورده وخطوط گريزنده ،نقطه گريز و خط افق را بر روي آن ترسيم نماييد.در پرسپکتيو يک نقطه اي و دو نقطه اي ،نقطه گريز بايستي بر روي خط افق باشد ،اما محل قرار گيري آن مي تواند متغير باشد.
هر قدر نقطه گريز به حجم اصلي نزديکتر باشد زاويه هاي تند تري بوجود مي آورد و خطوط واضلاع کناره حجم به هم فشرده تر مي شوند و هر قدر نقطه گريز از حجم اصلي دور باشد ،زاويه ها بازتر مي شوند و اضلاع کناره حجم با وسعت بيشتري در فضا گسترش مي يابند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:09 AM
ابزارکمکی درطراحی
ابزار كمكي در طراحي :وسايلي هستند كه به عنوان مكمل وسايل اصلي يا وسايل كمكي شناخته مي شوند،همچون:پاك كن:پاك كنهاي خميري ،جوهري و خشك كه به ترتيب براي مداد ،مداد چرب ،زغال و...استفاده مي شود.
زير دستي يا تخته شاسي :كه گاه به همراه گيره و گاه بدون آن است ؛از جنسهايي مثل فلز ،فيبر،مقواي ضخيم،پلاستيك ضخيم و در اندازه هاي متناسب با ابعاد متداول كاغذ طراحي ،درست شده است.
سه پايه:معمولاً از سه پايه براي كارهايي با ابعاد بزرگ و تمرينهاي آزاد استفاده مي شود.
محو كن :به صورت آماده به فروش مي رسد؛اما اكثر طراحان شخصاً آن را مي سازند،در طراحي با زغال و مداد كنته كاربرد عمده اي دارد و اثر زغال را به سايه روشنهاي قابل كنترل تبديل مي كند.
صفحه سمباده :وسيله اي است براي اينكه نوك مداد را به صورت دلخواه و متناسب با شيوه شخصي طراح ،حفظ كند.به خصوص هنگامي كه نوك تيز و در عين حال ضخيم مورد نياز باشد.با صفحه سمباده مي توان حداكثر پهناي نوك مداد را در اختيار داشت.
تيغ يا كاتر :از اين وسيله،به جاي تراش استفاده مي شود.در اغلب موارد،مداد هاي طراحي به علت ضخامت مغز مداد ،حجمي خارج از استاندارد مداد تراشهاي معمولي دارند.در اين مورد،استفاده از كاتر به جاي مداد تراش مناسبتر است.مضافاً اينكه برخي از مدادهاي طراحي بدنه اي به شكل مكعب مستطيل دارند و تنها با كاتر تراشيده مي شوند.
فيكساتيو:مايعي است كه به صورت اسپري استفاده مي شود.معمولاً پس از اتمام طراحيهايي كه با زغال ،گچ پاستل ،مداد كنته و مداد طراحي صورت مي گيرد،فيكساتيو را بكار مي برند تا اثر و طرح را ثابت ساخته و از محو شدن و سايش و آلودگي آن جلوگيري كنند.
در بسياري از موارد از اسپري تافت و باند زخم اسپري نيز مي توان استفاده كرد :طرح را به صورت عمودي يا مورب قرار مي دهند و از فاصله 30 سانتيمتري ،فيكساتيو را به طور يكدست ير روي طرح مي پاشند.بهتر است در حين كار از دستمالي به عنوان محافظ دهان و بيني استفاده شود تا قطرات ريز فيكساتيو يا تافت استنشاق نگردد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:09 AM
سایه روشن درطراحی[Only registered and activated users can see links]
وجود نور اين امکان را براي ما فراهم مي آورد که اشيإ را ببينيم و بشناسيم .هنگامي که چراغ مطالعه را به شئ نزديک مي کنيم مي بينيم که پرتو هاي حاصل از چراغ به شئ مورد نظر برخورد نموده ،سپس به چشم بيننده بر مي گردند.
اين امر که همان باز تاب است ،به امر ديدن ظاهر اشيإ کمک مي کند .
با جابجايي منبع نور در اطراف مدل ،تغييراتي بوجود مي آيد که به عنوان مثال مي توان به اين موارد اشاره کرد:_تيره شدن کامل فرمها و در نتيجه از بين رفتن خصوصيات ظاهري آنها در نظر بيننده ._روشن شدن سطح اشيإ و يکنواخت شدن ويژگيهاي حجمي و جنسيت آنها._پديد آمدن وضعيتي که به موجب آن، مدل وضوح مي يابد و شناخت احجام موجود ،ميسر مي گردد.
وجود نور و تاريکي ،به طور همزمان ،باعث پيدايش مبحث سايه روشن مي گردد که در طراحي جايگاه ويژه اي دارد .به هنگام مشاهده مدل ،تشخيص صحيح قسمتهايي که در سايه واقع شده اند ،از قسمتهايي که در مقابل نور قرار دارند ،نياز به مشاهده و مطالعه دقيق بر روي اجزاي مدل دارد ،به خصوص هنگامي که مدل از جنسي شفاف و براق مثل فلز استيل يا شيشه و...برخوردار باشد.
در اين حالت ،با دقت به مشاهده درجات خاکستري موجود در مدل پرداخته و دقيقأ آنچه را مي بينيد ترسيم کنيد.استفاده از شيوه تيرگي مطلق ،روشني مطلق مقدمه مشاهده صحيح سايه و روشن است
MEHRAD
12-28-2010, 12:10 AM
مدرسه هنری باهاوس
وسایل ارتباطی گسترده مانند صداوتصویر،وامکانات وسیع نشروچاپ،مرزهای دانش راباسرعت بی سابقه ای توسعه دادند.مراکزآموزشس وفرهنگی نیزگسترش یافته ومدارس فنی ودانشکده های هنری باروش های جدیدوامکانات تازه شروع بکارنموده اندودرنتیجه پیشرفت های علمی فنی،ابعاددیگری درعالم هنرایجادشده است.
درسال 1919که مدرسه هنری باهاوس توسط والترگروپیوس تاسیس شد،به خاطراین ایده بودتاهماهنگ باپیشرفتهای علمی وتکنولوژی پیش آمده ، مدارس ودانشگاههای هنری نیز تحولات لازم رابیابندوفعالیت هنری مدرسه ای قدیمی راکنار بگذارند وراه حل های آموزشی خلاقه ای پیدا کنند.
بنظراوبایستی دانشجویان رشته های هنری،اجتماعی ازپژوهشگران وجویندگان اندیشمند باشندونیروهای خلاقه خودرابرای پیشرفتهای فنی بکارگیرندوبصورت اعضاء متفکرو مفید جامعه درآیند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:10 AM
رومانتی سیسم
شیوه رومانتی سیسم اصطلاحی است که درتاریخ هنرهای نوین (مدرن)نمی توان آن راکنارگذاشت،امادرعین حال آنچنانکه بایدگویانیست .
این اصطلاح رادراواخرقرن هیجدهم ،ابتدامنتقدین آلمانی برای تفکیک خصوصیات هنری مدرن ازخصوصیات کلاسیک بکاربردند.ازآنجاکه اصطلاح مذکور ،نه به یک شیوه مشخص ،بلکه به شیوه های متعدد اتلاق می شود .
نمایش هیجان طوفانی وطبیعت سرکش ،که ازجمله علایق رومانتی سیسم بود،نیازبه شیوه ای پرازحرکت ورنگ داشت.وبرای آنکه بیننده بیشترمتقاعدشود،بایدنحوه ارائه تاحدامکان واقعکرایانه باشد.اما رومانتی سیسم برای نمایش درنده خویی حیوانی،که سلیقه قرن نوزدهمی اجازه نمایش آن رادرانسان نمی داد،ازحیوانات کمک می گرفت.
ازمعرف ترین این هنرمندان می توان به گوستاوکوربه و اوژن دلاکروا اشاره کرد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:10 AM
سبک رئالیسم (واقع گرایی)
رئالیسم (واقع گرایی) شیوه ای است که درآن هنرمندبایددرنمایش طبیعت (طبیعت بدون انسان وبا انسان) ازهرگونه احساساتی گری خودداری کند.
اما منظورما از رئالیسم ،دراینجا شیوه هنری یی است که ازحوالی سال 1804به بعددراروپا ونقاط دیگرجهان متداول شد.
گوستاوکوربه یکی ازپیش گسوتان شیوه رئالیسم درنقاشی های خود ازهرگونه پیرایه بندی واغراق احساساتی خودداری می کرد،تاآنجاکه معمولا کارهای اورازشت وناهنجاروغیرهنری به حساب می آوردند.
نمونه ای ازنقاشیهای کوربه تابلوی معروف سنگ شکنها است که نشان می دهد او چقر به روح واقعیت موضوع وفادارمی مانده است.
MEHRAD
12-28-2010, 12:10 AM
انواع پرسپکتیو پارالاین (موازی)
۱- پرسپکتیو ایزومتریک
۲- پرسپکتیو دی متریک
۳- پرسپکتیوتری متریک
۴- پرسپکتیو ابلیک(مایل)
MEHRAD
12-28-2010, 12:10 AM
طراحی از دست و پا
براي طراحي از دست و پا نيز ،ابتدا به مدل اسكلتي رجوع كنيد. تناسبات استخوان انگشتان با يكديگر و وضعيت آنها نسبت به كف دست را مورد بررسي قرار دهيد.استخوان را به دقت ترسيم كرده و به كمك سايه روشن به آنها حجم ببخشيد.
مشخص كردن حجم هندسي استخوانها،چشم و ذهن شما را براي طراحي از حجم ظاهري انگشتان با توجه به شناخت اساسي آماده مي كند.به اندازه هاي متفاوت بند بند انگشتان و تغيير اندازه و حجم استخوانها در قسمت مفاصل ،توجه كافي داشته باشيد.
به استخوانهاي دست مدل اسكلتي حالت داده و به صورت اسكيس و ساخت و ساز از آن طراحي كنيد.خطوط هاشورنيز كاربرد فراوان دارد.از دست خود در حالتهاي مختلف و در ارتباط با اشياي حجيم ،سبك و سنگين طراحي كنيد.براي طراحي از دست عادي و معمولي ،حجم كلي آن را در ابتداي كار مشخص سازيدو سپس به جزييات و تقسيم بندي انگشتان بپردازيد.
اگر طراحي شما در ابعاد بزرگ تقريباً به اندازه اصلي باشد،مي توانيد ويژگيهاي دست را در محل مفاصل و بند بند انگشتان نيز مشخص كنيد،در غير اين صورت از ترسيم خطوط و چروكهاي مفاصل در طراحي با اندازه كوچك چشم پوشي كنيد يا صرفاً با كم ترين و كمرنگ ترين خطوط اشاره اي بدانها داشته باشيد.
مجموعه اي از طراحي از دستهاي افراد سالخورده ،كودكان ،در حالتها و زواياي مختلف گرد آوري كنيد.براي تنوع بيشتر ،مي توانيد از زغال و مقواي رنگي نيز بهره بگيريد و به مطالعه وضعيت نور بر انگشتان بپردازيد.توجه به فضاي خالي ميان انگشتان حفظ و تناسب آنها پس از اتمام كار ،از نكات مهمي است كه همواره بايد از جانب شما مورد قضاوت قرار گيرد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:11 AM
اولین مدرسه هنرهای تجسمی (باوهاوس)
در آلمان رواج این اعتقاد که هنر انتزاعی با خلق اشکال برای صنعت می تواند بین هنرو زندگی آشتی برقرار کند، بیش از همه به مدرسه باوهاوس مربوط می شد. این موسسه آموزشی در سال 1919 در وایمار و در پی ادغام مدارس حرفه ای و هنری تاسیس شده بود و تحت مدیریت والتر گروپیوس قرار داشت. این مدرسه در دهه 1920 کانون جنجالهای فراوانی بود.
در اینجا لازم است دو جنبه از شهرت این مدرسه مورد بررسی قرار گیرد : اول اینکه ادعا می شود روش آموزش در آنجا منحصرا متناسب با طراحی صنعتی تحول یافته است. دوم اینکه این موسسه را مهد طراحی صنعتی مدرن می دانند.
در سالهای اولیه تاسیس مدرسه باوهاوس، هدف اصلی، یکپارچه کردن هنر و حرفه بود. اولین مرحله ساختار آموزشی، دوره ابتدایی بود که یوهانس ایتن آن را بنا نهاد. سپری کردن این دوره برای تمام هنرجویان اجباری بود. در این دوره، یادگیری حالت عملی داشت.
در حین کار عملی، شکل، رنگ، ماده و بافت بر پایه مطالعات نظری بررسی و ترکیب می شدند. پس از آن نوبت آموزش در کارگاه فرا می رسید که شامل دو رشته دروس هنری و حرفه ای می شد و از سال 1924 رشته معماری نیز به آن افزوده شد.
در این دوره برای تدریس کارهای تخصصی، همان شیوه دوره ابتدایی به کار گرفته می شد.
در زمان ایتن به نگرش متافیزیکی ( انتزاعی ) اهمیت می دادند و بر تجربه به مثابه ابزاری برای خودیابی تاکید می کردند.
پس از کناره گیری ایتن در سال 1923، لازلو موهولی - ناگی و یوزف آلبرس، مدریت دوره ابتدایی را به عهده گرفتند.
آنها بر عینیت فنی و اقتصاد، و به دست آوردن حداکثر نتیجه با حداقل تلاش، تاکید می ورزیدند که بار دیگر به اشکال هندسی و انتزاعی منجر شد که ریشه در یک نظریه ایدئالیست افلاطونی داشت.
این تغییر منعکس کننده تحولی در عقاید گروپیوس بود. وی در سال 1923 ایده " هنر و تکنولوژی به عنوان یک واحد نو" را تبلیغ می کرد.
منظور واقعی از این ایده در سال 1926 در رساله ای تحت عنوان " اصول تولیدی باوهاوس" چنین خلاصه شده بود : کارگاههای باوهاوس اساسا آزمایشگاههایی هستند که در آنها نمونه هایی از محصولاتی که برای تولید انبوه و زمان ما مناسب هستند، بدقت تولید و به طور مداوم اصلاح می شوند.
باوهاوس قصد دارد در این آزمایشگاهها متخصصانی برای صنایع و حرفه های مختلف تربیت کند که در تکنولوژی و فرم به یک اندازه تبحر داشته باشند.
برای خلق مجمو عه ای از نمونه های استاندارد که به تمام ضرورتهای اقتصاد، تکنولوژی و فرم بپردازد لازم است بهترین، همه فن حریفترین و فرهیخته ترین افرادی ر انتخاب کرد که در زمینه کار کارگاهی مجرب باشند و از عناصر طراحی و مکانیک و قوانینی که درآنها نهفته است اطلاع کامل داشته باشند.
برای ارزیابی بیانات گروپیوس، لازم است اصطلاحات او را در بافت کار مدرسه باوهاوس بررسی کرد. برای مثال درباوهاوس، کارگاهها به شکل سنتی باقی مانده بودند و تجربه به دست آمده در آنها ارتباطی با عملکرد صنعتی نداشت.
مفهوم استاندارد در باوهاوس، به همان اندازه با مفهوم صنعتی آن متفاوت بود و گروپیوس مانند موته زیوس و لوکوربوزیه آن را به معنای نمونه ای فرهنگی که بر حسب زیبایی شناسی فرم تعریف می شد، به کار می برد.
عقاید گروپیوس درمورد اقتصاد و فرم که به قوانین زیربنایی وابسته بود، گرایش به انتزاع زیبایی شناختی را نشان می دهند که در جنبشهای هنری معاصر نیز هویداست. این موضوع اصلا تعجب آور نیست، چرا که باوهاوس نقطه تلاقی عقاید و شخصیتهای بسیاری بود. گروپیوس و لوکوربوزیه با هم زیر نظر پیتر بیرنس کارکرده بودند.
ال لیسیتسکی در سال 1921 از باوهاوس دیدن کرد و واسیلی کاندینسکی، استاد رشته نقاشی وی چوتماس در سال 1922 روسیه را ترک کرد و در باوهاوس به تدریس مشغول شد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:11 AM
فوتوریسم ایتالیایی Futurist
این جنبش از نظر تاثیر در جایگاه بعد از کوبیسم قرار داشت. این جنبش که بنیانگذار آن فیلیپو مارینتیFillippo Marinetti است، حمله ای خشمگینانه و تحریک آمیز علیه سنگینی سنت بود که ایتالیا را به عصر جدید فرا می خواند. برای آنها تجدد به معنای ماشین و تکنولوژی بود.
مارینتی در اولین بیانیه 1909 فوتوریستها چنین نوشت :" یک اتومبیل پر سر و صدا که ظاهرا سوار بر گلوله های توپ است، از مجسمه ویکتوری زیباتر است." تحرک، اصل غالب هنری بود که در پی نشان دادن سرعت، حرکت و احساسات زندگی مدرن بود. در هر حال، طبق نظریه آنها هنر بی تحرک به مثابه یک اثر هنری ناقص به شمار می رفت.
تاثیر فوتوریسم عمدتا در قلمرو نظریات بود و تصویر آن از هنر و جامعه دگرگون شده با ماشین در سراسر اروپا پراکنده و شناخته شده بود. جینو روسینیGino Severini رابطه مهمی بین فوتوریسم و کوبیسم ایجاد کرد.
در مدت نمایش آثارش درپاریس ( سال 1916 ) رابطه نزدیکی با اعضای پیشگامان پاریسی Parisian avant-garde بخصوص با آمادئی اوزانفان Amadee Ozanfant برقرار کرد که حاصلش رد تحرک و توجه بیشتر به ماشین و کارآیی و کاربرد آن بود، ایدئال ایستایی که از دقت و هماهنگی ناشی می شد. سورینی در سال 1917 نوشته است " ساختن ماشین دقیقا شبیه خلق یک اثر هنری است."
MEHRAD
12-28-2010, 12:12 AM
[Only registered and activated users can see links]هنر نو Art Nouveau movement
جنبش هنر نو در دهه 1890 آغاز به کار نمود. فعالیتهای این جنبش در آغاز بیشتر به معیارهای صنایع دستی مربوط می شد تا به تولید صنعتی اما ظهوراین جنبش، مرحله مهمی درگرایش به سوی کارکردگرایی بود.
ویژگی بارزاین جنبش در فرانسه، بلژیک و ایتالیا، استفاده از اشکال طبیعی و انتزاعی و نیروی پرپیچ و خم خط و قالب ریزی سه بعدی بود که عناصر تشکیل دهنده طرح را در یک کل منسجم درهم می آمیخت. اما در جنبش هنرنوی آلمان به طریق دیگری عمل می کردند.
در مونیخ هنرمندان و طراحانی چون آگوست اندلAugust Endell ، هرمان ابریست Herman Obrist ، پیتر بیرنس و ریشارد ریمراشمیت Richard Riemerschmid ، ابتدا خطوط منحنی بدون شکستگی را کنترل و مهار و سپس آنها را تبدیل به اشکال هندسی ترکیبی کردند.
این تحول در وین با جدیت بیشتری دنبال شد، جایی که یوزف هوفمانJosef Hoffmann ، آغاز به کار نمود. دامنه وسیعی از اشیای آهنی مشبکی که وی طراحی کرد، دارای اشکال مستطیلی و زاویه دار بودند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:12 AM
فتوریسم از کلمه future به معنی آینده گرفته شده است.این جریان ادبی و زیبایی شناختی پیش از جنگ جهانی اول ،بویژه از دو قطب اصلیش،ایتالیا و روسیه در سرتاسر اروپا گسترده شد.
فتوریسم،عصیانی آنارشیستی در برابر قوانین اخلاقی و زیبا شناختی ارائه کرد که نفی میراث فرهنگی را به دنبال داشت.
این جریان هرگونه تغزل در شعر را طرد کرد و سبکی نثر مانند بوجود آورد که می خواست نشان دهنده تلاشها و سرو صدای زندگی صنعتی نو باشد و جز از زندگی و جنبش زندگی جدید و مبارزات صنعتی و حرکت چرخهای ماشین و موتور اتوموبیل و غرش هواپیما ، که همه مبین دنیای آینده اند،سخن نگوید.
فتوریسم به هرگونه ابراز احساسات و بیان مخالف است و آزادی" کلمات غیر شاعرانه" را مطالبه می کند و برای بیان این مقصود کلمات مقطع و نامربوطی شبیه به اصطلاحات تلگرافی از خود می سازد.این جریان به صورت بیانه فتوریسم به قلم موسس آن " فیلیپو توماسو مارینتی " در سال ۱۹۰۹ انتشار یافت:
ما می خواهیم در اشعارمان عشق به خطر و علاقه به نیرو و تهور را به زبان بیاوریم.نترسیدن و شجاعت و عصیان عناصر اصلی شعر ما خواهد بود.
به جز جنگ،هیچ چیزی زیبا نیست...ما می خواهیم که موزه ها،کتابخانه ها و هرگونه فرهنگستان را ویران کنیم.
MEHRAD
12-28-2010, 12:12 AM
● فوتوریسم Futurisme
فوتوریسم در میان مکتبهای ادبی از جمله انسانگرایانه ترین و پیشروترین نهضتها بود که تحول عمیقی در ادبیات و هنر جهان معاصر به وجود آورد. این مکتب هنر و ادبیات نوین را به دنیای مدرن و امروزی عرضه کرد و پنجره ای روبه آینده و مکتبهای قرن بیستم گشود.
فوتوریسم متشکل از کلمه «فوتور» (futur) به معنای «آینده» و در کل فوتوریسم به معنای «آینده نگری» است. این مکتب در سال ۱۹۰۹ با بیانیه فیلیپو ـ توماسو مارینتی (Filippo-Tommaso Marinetti) به عنوان نظریه پرداز و بنیانگذار فوتوریسم در ایتالیا بنا نهاده شد. ایتالیا و روسیه به عنوان دو قطب نیرومند، فوتوریسم را به تدریج در سراسر اروپا گسترش دادند.
فوتوریستها انقلابیونی بودند که نهضت و فعالیتهایشان را با مخالفت علیه مکتب سمبولیسم آغاز کردند. آنها برعکس سمبولیست ها با امید و نگاه به آینده، به هنر و تجربه گذشتگان پشت کردند. به همین دلیل به فوتوریسم که به دنبال سازندگی هنری و ادبی بود، مکتب «سنت شکن آینده نگر» لقب داده اند.
● عقاید فوتوریست ها:
۱) سنت شکنی:
فوتوریستها با از بین بردن قانونمندیها و شکستن قالبهای کلاسیک، سنتی و زیبایی شناختی سمبولیستها، ادبیات و بویژه شعر نو و تازه ای را به وجود آوردند. آنان حتی قواعد دستوری زبان و نحو را کنار گذاشتند. به عنوان مثال، فعلها را به صورت مصدر به کار می بردند و یا در نوشته های خود از صفت و قید و نشانه گذاری استفاده نمی کردند.
۲) آینده نگری:
از نظر فوتوریستها در آثار ادبی و هنری نباید گذشته را مرور کرد و به بازسازی تاریخی و یا مسائل روزمره و پیش پاافتاده پرداخت، بلکه باید آینده را تصویرسازی کرد.
۳) «درباره مردم و برای مردم»:
فوتوریستها «مردم» را مخاطبان اصلی خود قلمداد می کردند. آنان معتقد بودند که هنرمند باید در میان مردم حضور داشته باشد و باگفتن «از مردم و برای مردم» هنری تازه را ارایه دهد.
۴) دست یافتن به دنیای والای ذهن و روح انسان:
هنر فوتوریستی می خواهد انسان را از غرق شدن در دنیای مدرنیته و افتادن در دام زندگی قراردادی، خشک و بی روح شهری نجات دهد. و در این میان تنها هنر و البته هنری متفاوت و آزاد از هرگونه قید و بند گذشته است که می تواند انسان را از این گرداب رها کند و او را به دنیای والای روح و ذهن انسان و در نهایت به لذت زندگی برساند.
● موضوع و مضمون آثار فوتوریستها:
در آثار فوتوریستها، مناظر طبیعی مانند جنگل، کوه، ساحل و در کل طبیعت جایی ندارد زیرا آنها غرق در زندگی پرهیاهوی شهری و صنعتی شده اند. ادبیات فوتوریستی مانند سیل خروشان و سرکش، مانند پرنده بلند پرواز و آزاد، مانند انسان تب دار بی قرار و تب آلود است. فوتوریستها تنها اثری را که دارای مضامین حرکت، پویایی، سرعت، جسارت، شجاعت و خطر باشد شاهکاری ادبی و هنری محسوب می کنند. چون این موضوعات را لازمه دنیای مدرنیته امروز و آینده می دانند.
MEHRAD
12-28-2010, 12:12 AM
نابگرایی Purism
اوزانفان و معماری بنام لوکوربوزیه،ایدئالیسم افلاطونی را با عقاید مربوط به ماشینی کردن و نوگرایی درآمیختند و به این ترتیب عقاید سورینی را گسترش دادند. آنها نظام خود را نابگرایی نامیدند و نظریاتشان را در مجله ای که در سال 1920 به ناملسپری نوو L'esprit Nouveau بنیان گذاشته بودند، تشریح می کردند.
آنها سلسله مراتب اشکال هندسی و درجه بندیهای رنگی را که از لحاظ ترکیب بندی به وسیله قوانین نسبت تقسیم طلایی Golden Section کنترل می شدند مطرح کردند. این قوانین در تعیین تناسبهای هندسی ای نیز به کار می رفتند که با یک نظام مدولار به یکدیگرمربوط می شدند.
لوکوربوزیه اولین کسی بود که از این نظریات در معماری و طراحی استفاده کرد.
نظریات نابگرایی بر مفهوم خاصی از انسان استوار بود. در این دیدگاه انسان ساختاری است که به وسیله فرایندهای انتخاب طبیعی تکامل یافته و طبق اصول اقتصاد عمل می کند. این کمال در اشیای کاربردی ای انعکاس می یافت که انسان آنها را طبق همین اصول می ساخت. تعریف خانه به صورت " ماشینی که در آن زندگی می کنند " از همین جا ناشی می شود. در نظر آنان خانه ساختکاری کاملا عملکردی بود که نیازهای کارکردی انسان را برآورده می کرد.
اشیایی که به کاملترین وجه نیازهای انسان را رفع می کردند، اشیای نمونه نامیده می شدند که کاملا کاربردی و استاندارد بودند. در مجموع ، رابطه انسان و ماشین به صورت واکنشی نسبت به اصول تغییر ناپذیر تعریف می شد و به نوعی زیبایی شناسی منجر می شد که از نظم و وضوح کلاسیک برخوردار بود. در سال 1925 درنمایشگاه بین المللی هنرهای تزئینی پاریس، لوکوربوزیه این ایدئالها را در غرفه هنرنو تجسم بخشید.
این غرفه که در محلی تنگ و کوچک برپا شده بود، خانه کوچکی بود کهنهایت استفاده از فضای قابل دسترس را نشان می داد و با استفاده کامل از اسباب واثاثیه استاندارد، تصویری از امکانات زندگی مدرن را ارائه می کرد. چهارچوب بدنه،دیوارها، پنجره ها و کف آن همگی از قطعات استاندارد بود. درهای فلزی را کارخانهمبلمان دفتری رونئو ساخته بود.
قطعات و گنجه های نصب شدههمگی بر طبق نظام مدولاربودند که قسمتهای مختلف را منظم و یکپارچه می کرد. مبلمان و اثاثیه آن در زمرهاشیای نمونه قرار داشتند که از آن جمله می توان صندلیهای تونت Thonet را که از چوبخمیده ساخته شده بودند، مثال زد. لوکوربوزیه با این غرفه و اشاعه نظریاتش از طریقمجله لسپری نوو، شاخصترین چهره جنبشهای هنری بین المللی دهه 1920 شد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:12 AM
نیوباوهاوس
این مدرسه که در سال 1937 تاسیس شد و بعدها در موسسه تکنولوژی ایلینویز ادغام شد، وجودش را مدیون کار خستگی ناپذیرلازلو موهولی- ناگی و همسرش سیبل است. این موسسه که دقیقا ادامه دهنده شیوه های باوهاوس بود، به آموزش خلاقانه در ایالات متحده، ابعادی جدید بخشید. با این حال، همان طور که بعدها در مجله طراحی صنعتی به آن اشاره شد، بیشتر فارغ التحصیلان آنجا به عنوان نقاش، صنعتگر و معلم استخدام شدند نه به عنوان طراحان صنعتی.
MEHRAD
12-28-2010, 12:12 AM
مدرسه عالی اشکال
این مدرسه که در سال 1955 در شهر اولم افتتاح شد، عمدتا نتیجه تلاشهای ماکس بیل، اولین مدیرآنجا و از اعضای سابق باوهاوس بود. بحث و جدلهای بیل و معاونش توماس مالدونادو نزدیک بود به تعطیل شدن مدرسه بینجامد.
تصور بیل از این مدرسه، موسسه ای برای ارتقای اصول باوهاوس بود. مالدونادو استدلال می کرد که آن اصول فقط در صورتی به اجرا درمی آیند که شیوه های باوهاوس کنار گذاشته شوند.
او موافق تاکید بر اشکال جدید نبود، درعوض عقیده داشت اصول و روشهای جدیدی باید تبیین شود تا طراحان را قادر سازد با انعطاف بیشتری به مسائل تکنولوژی و صنعت بپردازند. بیل در جلب حمایت کارکنان شکست خورد و از مدیریت استعفا کرده، جای خود را به مالدونادو داد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:13 AM
دی استیل Jugendstil
جنبش دی استیل که در سال 1917 در هلند بنیان گذاشته شده بود، بر پایه فلسفه ای آرمانگرا قرار داشت که به دنبال هنری بود که نسبت به زندگی مدرن نظری جدید ارائه دهد.
در آثار هنرمندان این جنبش مانند نقاشانی از قبیل تئو وان دوسبورگ Theo Van Doesburg و پیت موندریانPiet Mondrianو معمارانی چون اوت J.J.P.Oud و روب وان تهوف Rob van t'Hoff حرکتی تدریجی به سوی انتزاع هندسی کامل به چشم می خورد.
عقاید آنان تحت تاثیر شوئن ماکرز M.J.H.Schoenmackers ، عارف و ریاضیدان و دوست موندریان بود که بر نظم ریاضی جهان تاکید می ورزید. ترکیب بندیهای صوری محدود شدند به خطوط افقی و عمودی و سه رنگ اصلی قرمز، آبی و زرد و سه رنگ دیگر سیاه، سفید و خاکستری که به اعتقاد آنان شالوده تمام پدیده های قابل رویت بودند.
آنها در پی آن بودند که عناصر متضاد خط، سطح و رنگ را به صورتی متوازن و متناسب که نمادی از هماهنگی کل زندگی باشد، با هم ترکیب کنند.
یک سال پس از بنیانگذاری گروه دی استیل، گریت ریت ولتGerrit Rietveldبه آن پیوست. وی که در قفسه سازی و سپس در معماری آموزش دیده بود، شدیدا تحت تاثیراین گروه قرار گرفت. در همان سال او صندلی قرمز، آبی، زرد معروف خود را که ملموسترین جلوه ایدئالهای گروه بود خلق کرد.
این صندلی از تخته های باریک چوبی و چرخ شده و تخته سه لایی که روی هم یا در طول هم قرار می گرفتند و بدون مفصل به هم پیچ می شدند ساخته و به رنگهای اصلی رنگ آمیزی شده بود. وی با این کار تغییری بنیادی و ساختاری در تعریف صندلی بوجود آورد که تا آن زمان سابقه نداشت.
ریت ولت کارهای تجربی دیگری در زمینه طراحی ساختمان، مبلمان و اسباب و اثاثیه انجام داد تا اینکه در سال 1924 سفارش بسیار خوبی به او امکان داد تا تصویری کامل از زندگی مدرن را در خانه شرودر در اوترشت خلق کند و کاوشش در زمینه زیبایی شناسی گروه دی استیل را به اوج خود برساند.
سازمانبندی کاربردی و عناصر صوری این خانه و مبلمان و اثاثیه کامل آن درهم ادغام شده، محیطی منسجم، با خطوط، سطوح و رنگهایی متناسب ایجاد می کرد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:13 AM
مبانی هنرهای تجسمی:درس اول :آشنايى باعنصر نقطه نقطه
اولين عنصر بصرى است كه مبداُ پيدايش وتحول فرم مى باشد. وجود نقطه مبين مكانى در فضاست.
يك نقطه داراى انرژى تصويرى است و هرگاه براى قوه بينايى مطرح شود وادراك گردد، موجوديت خود را
اعلام كرده است. و هرگاه شروع به رشد كندجلوه خط يا عناصر ديگررا به خود مى گيرد.
بزرگى و كوچكى نقطه بستگى به فضاى قرارگيرى آن دارد و ممكن است از نظر شكل نيزمتفاوت باشد، امابه ندرات مى توان نقطه را در شكلهاى چهار گوش و يا چند ضلعى ديد.
پس در تعريف نقطه مى توان گفت : اولين اثرى كه يك شىء مثل مداد يا گچ و غيره بر روى صفحه مى گذاردنقطه محسوب مى شود. به تعبيرى ديگر نقطه ساده ترين واحد تقليل ناپذير ارتباطات بصرى است.
MEHRAD
12-28-2010, 12:13 AM
مبانی هنرهای تجسمی:درس دوم:آشنايى باعنصر خط
دومين عنصر بصرى و تجسمى ، خط مى باشد و مهمترين عنصر و شكل دهندهً موضوعات هنرى و تصويرى است.
تعريف خط از نظر رياضى عبارت از حركت و امتداد نقطه در سطح يا درفضاست.
بعبارت ديگر خط طولى است بى عرض كه با نقطه شروع و به نقطه ختم مى شود. اما از نظر هنر هاىتجسمى و تصويرى خط تعريف ديگرى دارد؛
خط نقطه ايست كه در اثر نيرويى كه از يك جهت به او وارد آمده، حالت ايستايى خود را از دست داده، و بصورت يك عنصر نصويرى فعال در آمده است. بر خلاف نقطه كه داراى انرژى متمركز و ثابتى است، خط داراى انرژى تصويرى فعال و متحركى است كه به يك جهت ادامه دارد. طبيعت نيز داراى انواع مختلف خط مى باشد.
MEHRAD
12-28-2010, 12:14 AM
شناسايي ويژگيهاي عنصر بصری خط
از نظر بصرى، عينيت پديده ها و واقعيت مثالهاى طبيعى با خط ارزش تجسمى مى يابد، گاهى خط محيط اشكال و اجسام را نمايش مى دهد،گاهى محل ارتباط بين عناصر را مشخص مى كند. اطراف و وجوه و سطوح هر شىً را خط مشخص مى كند و دو فضاى متفاوت سطوح و حجم ها را از هم جدا مى كند.
بر خلاف تعريف فلسفى خط كه آنرا عنصرى يك بعدى مى شمارد. از نظر تصويرى و تجسمى ، خط با انواع مختلف آن، نازك و كلفت و نرم و خشن و ضعيف و قوى، مفاهيم و تعاريف گوناگونى را در بر مى گيرد.
Powered by vBulletin® Version 4.2.1 Copyright © 2013 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.