صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نتایج از شماره 1 تا 8 از مجموع 10
  1. #1

     
    mena آواتار ها
     

    ارسال
    11
    میانگین پست در روز
    0.01
    ميزان امتياز:
    10
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 4 پست
    Array

    شاد باشید تاسالم بمانید


    شاد باشید تاسالم بمانید
    ایسکانیوز پژوهش ها نشان می دهد، شاد زیستن و مثبت گرایی بسیار بیشتر ازآنچه پیش از این تصور می شد، برسلامت افراد تاثیر خواهد گذاشت.
    به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از نشریه پزشکی psychosomatic، افرادی که احساس شادی، نشاط و آرامش می کنند نسبت به افراد دیگر هنگامی که در برابر ویروس سرماخوردگی قرار می گیرند، کمتر بیمار می شوند. البته به عقیده محققان عواملی مانند افسردگی، عصبانیت و نگرانی نمی تواند عوامل ابتلا به سرماخوردگی باشد.
    نتایج مطالعات حاکی است افرادی که خوشبین و شاد هستند کمتر مبتلا به سرماخوردگی می شوند و زمانی که به بیماری های دیگر مبتلا می شوند، علایم آن بیماری ها کمتر در آن ها بروز خواهد کرد.
    پژوهشگران براین باورند شاد زیستن صرف نظر از عواملی همچون میزان خوشبختی، برو نگرایی، سطح تحصیلات، عوامل ژنتیکی، عزت نفس می تواند نقش بسزایی در سلامت افراد داشته با شد
    تاثیر آواز خواندن بر سلامتی
    این هنر باستانی نه تنها حس خوبی به آدم می دهد، بلکه می تواند سلامتیتان را هم تقویت کند، احساس درد و ناراحتیتان را برطرف کند و حتی عمرتان را طولانی تر کند.
    اگر از صدایتان به جز صحبت کردن، برای آواز خواندن هم استفاده کنید، فواید بسیار زیادی نصیبتان می شود. سوزانا هانسر، رئیس دپارتمان موسیقی درمانی در دانشگاه موسیقی برکلی، می گوید، "وقتی به جای حرف زدن، آواز می خوانید، در صدایتان آهنگ، موسیقی و اوج و حزیز دارد که باعث می شود بتوانید خود را عمیق تر بیان کنید. ازآنجا که خواندن عملی درونی است (که به بدن ما مربوط می شود) مطمئناً تغییراتی را در جسممان پدید می آورد."
    آواز خواندن استرس و درد را کاهش می دهد
    براساس گفته های پاتریشیا پرستون رابرتز، یک متخصص موسیقی درمانی در شهر نیویورک، تحقیقات ومطالعات ثابت کرده است که آواز خواندن موجب پایین آوردن ضربان قلب، فشار خون، و استرس می شود. او از آواز برای کمک به بیمارانی که از انواع مختلف بیماری ها و مشکلات روحی و فیزیکی رنج می برند، استفاده می کند.
    او می گوید، "برخی افرادی که دچار آسیب های روانی شده اند گاهی اوقات دوست دارند بدن فیزیکیشان را ترک کنند. به نظر می رسد که آواز خواندن خیلی از راه های عصبی که درد از آن عبور می کند را می بندد."
    آواز خواندن برای سالخورده ها
    به نظر می رسد که آواز خواندن، مخصوصاً به صورت دسته جمعی، فواید بسیار زیادی را برای افراد سالخورده به همراه دارد. در تحقیقی که برای بررسی تاثیر آواز خواندن بر سلامت افراد 55 سال و بالاتر انجام گرفت، در مدرسه موسیقی در واشنگتن، یک گروه آوازخوانی مخصوص سالخورده ها شکل گرفت.
    افراد سالخورده ای که در این گروه آواز شرکت داشتند (به همراه سالخورده های دیگری که در گروه های نویسندگی و نقاشی شرکت داشتند) درمقایسه با افرادی که در گروه کنترل بودند، پیشرفت بسیار قابل ملاحظه ای در وضعیت سلامتی خود داشتند. ازجمله پیشرفتهای آنها، می توان به موارد زیر اشاره کرد:




    - 30مرتبه ویزیت دکتر کمتر
    - مشکلات بینایی کمتر
    - بروز افسردگی کمتر
    - نیاز کمتر به دارو
    - افتادن ها و سایر آسیب دیدگی های کمتر




    ورزش و سلامتی قلب :
    مهم نیست که چقدر به رژیم غذاییتان توجه دارید، اگر ورزش نکنید حتماً در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار می گیرید.
    ورزش نکردن یکی از بدترین عوامل ابتلا به بیماری های قلبی هم در زنان و هم در مردان است، درحالیکه 7 نفر از هر 10 نفر از افراد بزرگسال ورزش نمی کنند.
    برای ورزش کردن لازم نیست حتماً بروید و در باشگاه محل ثبت نام کنید: کمی هم فعالیت جسمیتان را بالا ببرید، کلی به نفعتان خواهد بود.
    به ورزش باید به عنوان یک فعالیت روزانه نگاه کنید. هرچه بیشتر ورزش کنید، وضعیت تناسب اندامتان بهتر شده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی نیز در شما پایین می آید.
    ورزش چطور به سلامت قلب کمک می کند؟
    می توان گفت که فعالیت فیزیکی احتمال ابتلا به بیماری های قلبی را در شما به نصف می رساند. دلیل آن این است:
    ورزش فشارخون را که یکی از بزرگترین عوامل در ابتلا به بیماری های قلبی است را پایین می آورد.
    ورزش میزان کلسترول HDL (کلسترول خوب) را که چربی های بدن را از درون رگ ها بیرون برده و برای فرایند دوباره به کبد برمی گرداند، بالا می برد.
    ورزش میزان کلسترول LDL (کلسترول بد) که که چربی ها را در رگ ها ته نشین می کند و منجر به بیماری های قلبی می شود را پایین می آورد.
    ورزش با جلوگیری از لخته شدن خون که یکی از عوامل ابتلا به بیماری های قلبی به شمار می رود، گردش خون را تقویت می کند.




    ورزش چربی سوزی را افزایش می دهد.
    ورزش به کاهش وزن کمک می کند.
    ورزش عضله سازی می کند.




    همچنین ورزش با ترشح هورمون های اندورفین که در بدن حسی خوب ایجاد میکند، استرس را کاهش می دهد.
    چقدر ورزش کافی است؟
    40-30 دقیقه پیاده روی تند، سه بار در هفته برای ارتقاء سطح تناسب اندام و کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی کافی است.
    اگر در معرض ابتلا به بیماری های قلبی و سکته قرار دارید، باید حداقل هر روز هفته را (یا حداقل 5 روز در هفته را) 30 دقیقه به پیاده روی بروید.
    هریک از موارد زیر خطر ابتلا به بیماری های قلبی را بالا می برد:




    کشیدن سیگار
    اضافه وزن
    دیابت
    بالا بودن کلسترول
    بالا بودن فشار خون
    سابقه خانوادگی از بیماری های قلبی




    چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟
    چند راه ساده برای بالا بردن میزان فعالیت جسمی:
    برای لاغر کردن و شکل دادن به پاها و باسن به جای استفاده از آسانسور از پله ها استفاده کنید.

  2. #2

     
    mena آواتار ها
     

    ارسال
    11
    میانگین پست در روز
    0.01
    ميزان امتياز:
    10
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 4 پست
    Array
    اطلاعات اولیه
    علم ژنتیک یکی از شاخه*های علوم زیستی است. بوسیله قوانین ومفاهیم موجود در این علم می*توانیم به تشابه یا عدم تشابه دو موجود نسبت به یکدیگرپی ببریم و بدانیم که چطور و چرا چنین تشابه و یا عدم تشابه در داخل یک جامعه گیاهیو یا جامعه جانوری ، بوجود آمده است. علم ژنتیک علم انتقال اطلاعات بیولوژیکی از یکسلول به سلول دیگر ، از والد به نوزاد و بنابراین از یک نسل به نسل بعد است. ژنتیکبا چگونگی این انتقالات که مبنای اختلالات و تشابهات موجود در ارگانیسم*هاست،سروکار دارد. علم ژنتیک در مورد سرشت فیزیکی و شیمیایی این اطلاعات نیز صحبتمی*کند.




    منبع گوناگونی ژنتیکی چیست؟
    چگونه گوناگونی در جمعیت توزیع می*گردد؟ البتهتمام اختلافات ظاهری موجودات زنده توارثی نیست، عوامل محیطی و رشدی موجود نیز مهمبوده و بنابراین برای دانشمندان ژنتیک اهمیت دارد. مدتها قبل از اینکه انسان درمورد مکانیزم ژنتیکی فکر کند، این مکانیزم در طبیعت به صورت موثری عمل می*کرده است. جوامع گوناگونی از حیوانات و جانوران بوجود آمدند که تفاوتهای موجود در آنها ، دراثر همین مکانیزم ژنتیکی بوجود می*آمد.

    تغییراتی که در اثر مکانیزم ژنتیکی ودر طی دوران متمادی در یک جامعه موجود زنده تثبیت شده،تکاملنامیده می*شود. تغییرات وسیعی نیز دراثر دخالت بشر در مکانیزم ژنها بوجود آمده که برای او مفید بوده است. جانوران وگیاهان وحشی ، اهلی شده*اند، با انتخاب مصنوعی ، موجودات اهلی بهتر از انواع وحشیدر خدمت به بشر واقع شده*اند.
    تاریخچه
    علم ژنتیک در اواخر قرن 19 با آزمایشاتمندلدر[براي مشاهده متن ها و مطالب شما بايد عضو سايت باشيد. براي عضويت در سايت بر روي اينجا کليک بکنيد]، شروع گریدید. با اینکه پیشرفت در اوایل کند بود، ولی در اوایل قرن 20 ،جایگاه مهم خود را در علوم جدید پیدا کرد. آزمایشات متعددی که در این قرن ابتدا درمگس سرکهتوسطمورگانو ذرت و سپس میکروارگانیزم*ها انجام گرفت،طیف این دانش را به حدی وسیع نمود که امروزه در بیشتر شاخه*های علوم ، از سطحمولکولی گرفته تا محاسبات پیچیده ریاضی ، مورد بررسی قرار می*گیرد. با کمک[براي مشاهده متن ها و مطالب شما بايد عضو سايت باشيد. براي عضويت در سايت بر روي اينجا کليک بکنيد]انتقال صفات بین گونه*ها و جنسها امکان*پذیر شده و این شاخه جدید ژنتیکگره گشای بسیاری از مسائل پزشکی و کشاورزی گردیده است.




    رشد تسلسلی مفاهیم ژنتیکی
    رشد و گسترش مفاهیم موجود در هر علم ، مبتنی برواقعیتهایی است که به مرور زمان شناسایی و روی هم انباشته می*شوند و به این ترتیبرشد تسلسلی آن را بوجود می*آورند. موارد فهرست*وار زیر بخشی از مراحل مختلف رشد اینعلم جوان را تشکیل می*دهد:


    · توارث از صفات ویژه تمام موجودات زنده است، یعنی اینکه هر موجود زنده همانندخود را در یکی از مراحل زندگی خود تولید می*کند.
    · در تولید مثل ، عامل یا عواملی از والدین به نتایج منتقل می*شود. فقط در قرناخیر بود که دانشمندان به واقعیت این امر پی بردند. پیشرفتهای حاصله در اصلاحتکنیکهای میکروسکوپی در قرن 19 روشن نمود که ماده*ای از والدین به فرزند انتقالمی*یابد و از این تاریخ به بعد اعتقادات پیشینیان مبنی بر اینکه ، تولید مثل ازپدیده*های خارق*العاده منشا می*گیرد، مردود شناخته شد.
    · در داخل یک گونه تغییرات توارثی وجود دارد. با پیدایش مفاهیم و پدیده*هایتکاملی که توسطلامارکوداروینعنوان گردیدند، امکان وجود تغییرات توارثیبین گونه*ها توجیه شد و تائید گردید که بدون تغییرات ژنتیکی ، تکامل گونه*ها به اینسادگی امکان*پذیر نبوده است.
    · تغییرات ژنتیکی را می*توان از تغییرات محیطی جدا نمود. صفات موجودات زنده کهکلافنوتیپآن را تشکیل می*دهند، تابعی از ترکیبژنتیکی آنها (ژنوتیپ) و عوامل محیطی است که این موجود درآن زندگی می*کند. تظاهر فنوتیپ ، تابع ژنوتیپ و عوامل محیطی است. این عوامل ممکناست فنوتیپ را تغییر دهند، ولی ژنوتیپ را تغییر نمی*دهند. به عبارت دیگر ، محیطصحنه*ای است که ژنوتیپ بازیگر آن می*باشد و فنوتیپ نیز محصولی است که در نتیجه عملمتقابل ژنوتیپ و محیط بوجود می*آید.
    · ماده*ای که از یک نسل به نسل دیگر منتقل می*شود، حامل کلیه اطلاعات و خصوصیاتیک فرد به صورت رمز (Code) می*باشد. در سالهای اخیر ماهیت ماده ژنتیکی شناخته شد ومعلوم گردید که ماده منتقله از یک نسل به نسل دیگر DNA است که کلیه اطلاعات وخصوصیات یک فرد بالغ را به صورت رمز دارا می*باشد.
    · تغییرات آنی ، نادر و غیرقابل پیش بینی شده*ای در ماده ارثی یک موجود بوجودمی*آید، این تغییراتموتاسیوننامدارند.



    *[براي مشاهده متن ها و مطالب شما بايد عضو سايت باشيد. براي عضويت در سايت بر روي اينجا کليک بکنيد]واحدهای ارثی هستند.


    · عوامل ارثی یا ژنها روی[براي مشاهده متن ها و مطالب شما بايد عضو سايت باشيد. براي عضويت در سايت بر روي اينجا کليک بکنيد]قرار دارند.
    · وظیفه یک ژن تولید یک نوع[براي مشاهده متن ها و مطالب شما بايد عضو سايت باشيد. براي عضويت در سايت بر روي اينجا کليک بکنيد]یک یک نوعآنزیممی*باشد.
    ژنتیک مندلی
    ژنتیک مندلی یا کروموزومی بخشی از ژنتیک امروزی است که ازتوارث ژنهای موجود در روی کروموزوم*ها بحث می*کند، اما برعکس درژنتیک غیر مندلیکه به ژنتیک غیر کروموزومینیز معروف است، توارث مواد ژنتیکی موجود در[براي مشاهده متن ها و مطالب شما بايد عضو سايت باشيد. براي عضويت در سايت بر روي اينجا کليک بکنيد]و[براي مشاهده متن ها و مطالب شما بايد عضو سايت باشيد. براي عضويت در سايت بر روي اينجا کليک بکنيد]، مورد تجزیه و تحلیل قرار می*گیرد.
    تغییرات نسبتهای مندلی
    نسبتهای فنوتیپی مندلی در مونوهیبریدها (3:1) ، تحتتاثیر عوامل متعددی چون غالبیت ناقص ، هم بارزی ، ژنهای کشنده ، نافذ بودن و قدرتتظاهر یک ژن و چند آللی قرار می*گیرد که نسبتهای مندلی را تغییر می*دهد.
    احتمالات
    آشنایی با قوانین علم احتمالات ، از نظر درک چگونگی انجامپدپده*های ژنتیکی ، پیش بینی فنوتیپی ، نتایج حاصله از یک آمیزش و برآورد انطباقنسبت فنوتیپی نسل اول و دوم ، با یکی از مکانیزمهای ژنتیکی دارای اهمیتفوق*العاده*ای می*باشد.
    پیوستگی ژنها
    پدیده پیوستگی ژنها (Linkage) بوسیلهسوتون، در سال 1903 ، عنوان گردید. سوتون با بیاناینکهکروموزوم*هاحامل عوامل ارثی ([براي مشاهده متن ها و مطالب شما بايد عضو سايت باشيد. براي عضويت در سايت بر روي اينجا کليک بکنيد]) هستند، روشن نمود که تعداد ژنها به مراتب بیشتر از تعداد کروموزوم*ها بوده وبنابراین هر کروموزوم ، می*تواند حامل ژنهای متعددی باشد.
    جهش ژنی
    [براي مشاهده متن ها و مطالب شما بايد عضو سايت باشيد. براي عضويت در سايت بر روي اينجا کليک بکنيد]را در اصل ، بدن توجه به تغییرات ماده ژنتیکی ، برای بیان تغییرات فنوتیپیدر جانوران یا گیاهان نیز بکار برده*اند و بدان مناسبت ، موجودی که فنوتیپ آن درنتیجه موتاسیون تغییر می*کند را موتان می*گویند.




    ارتباط ژنتیک با سایر علوم
    ژنتیک علمی است جدید و تقریبا از اوایل سالهای 1900 میلادی با ظهور علوم[براي مشاهده متن ها و مطالب شما بايد عضو سايت باشيد. براي عضويت در سايت بر روي اينجا کليک بکنيد]وسیتوژنتیکجنبه علمی*تر به خود گرفته است. علم سیتولوژی با ژنتیک قرابت نزدیکی دارد و به کمک این علم می*توانمورفولوژی،فیزیولوژیو وظایف ضمائم مختلف یک یاخته رامورد بررسی قرار داد. سیتوژنتیک نیز بخشی از علوم زیستی است که روی کروموزوم ،ضمائم یاخته و ارتباط آن با پدیده*های ژنتیکی بحث می*کند و در واقع علم دورگه*ای ازسیتولوژی و ژنتیک به شمار می*رود
    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول
    کاربر مقابل پست mena عزیز را پسندیده است: ADMIN

  3. #3

     
    mena آواتار ها
     

    ارسال
    11
    میانگین پست در روز
    0.01
    ميزان امتياز:
    10
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 4 پست
    Array
    سلول : اساس شيميايي
    آ يا بدن هر موجود زنده هم از همان عناصر شيميايي سازنده ماده غير زنده تركيب شده است ؟ آيا كنشهاي حياتي سيستمهاي زنده را مي توان با همان نوع واكنشهاي شيميايي كه در اشيا ي بيجان رخ مي دهد . توضيح داد ؟ اين قبيل پرسشها هسته اصلي بحث ميان ويتاليست ها و مكانيستها را در طول قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم تشكيل مي داد . ويتاليست ها معتقد بودند كه جانداران در برابر قوانين طبيعي حاكم بر فيزيك و شيمي مستثني هستند ولي مكانيست ها در اين مورد نظري مخالف دارند و داشتند برخي از اين زيست شناسان در كوشش براي پاسخ دادن به چنان پرسشهايي شروع به انجام دادن آزمايش هايي از جمله از نوع ( تجزيه ) در سلول كردند تا مشخص كنند كه چگونه اجزاي آن با هم منطبق شده است و واحدهاي اساسي حياتي را پديد آورند . از حاصل آزمايش هاي آنان و زيست شناسان امروزي مدارك بسيار ي براي طرفداري از نظريه مكانيستي جمع آوري شده است .
    عنصر ها و واكنشهاي شيميايي سيستمهاي زنده تفاوتي با عنصر ها و واكنش هاي شيميايي موجود در اشياي ديگر ندارند . سلولها و جانداران به سبس نوع ماده اي كه در تركيب آنها وجود دارند زنده نيستند بلكه زنده بودنشان بدان جهت است كه ماده عادي سازنده آنها سازماني غير عادي يافته است . شناختي جامع از طبيعت اين ماده عادي براي پي بردن به ارزش سازمان يافتگي غيرعادي آنها در بدن جانداران ضروري است بنا بر اين بحث را از پايين ترين تراز هاي سلسله مراتب ساختماني ترازي كه درآن ذرات بنيادي اتمها ومولكولها عمل متقابل دارند آغازمي كنيم .
    مواد شيميايي :
    اتم : گيتي از قريب 100 نوع ماده اصلي كه آنها را عنصر هاي شيميايي ناميده مي شوند ساخته شده است . آهن / كربن / طلا / و آلومينيم نمونه هاي آشنايي از عناصر هستند . برخي ازاين عنصرهاي شيميايي كه بيشتر آنها در ماده زنده نيز وجود دارند آمده است هر عنصر به صورت واحدهاي بينهايت كوچكي است كه اتم ناميده مي شود . بدين ترتيب يك اتم طلا واحد بنيادي عنصر طلاست . هر عنصر رانوعي علامت شيميايي مي شناسند كه غالباٌ حرف اول يا دو حرف اول نام انگليسي يا لاتين آن است . مثلاٌ علامت هيروژن h علامت كربن c و علامت سيليسيم است براي نشان دادن يك اتم از هر عنصر كافي است كه علامت آن نوشته شود مثلاٌ علامت نشان دهنده يك اتم هيدروژن است ودر صورتي كه منظور نشان دادن بيشاز يك اتم باشد رقم مناسب را سمت چپ علامت مي نويسند . مثلاٌ پنج اتم هيدروژن جدا از هم به صورت نوشته شود . هر اتم از ا جزايي به نام ذرات بنيادي ساخته شده است دو نوع اين ذرات يعني نوترون و پروتون به تعدادي متفاوت در مركز اتم جاي دارند و هسته انرا تشكيل مي دهند . نوترون از نظر بار الكتريكي خنثي است ولي پروتون يك بار مثبت است بدين ترتيب بار الكتريكي هسته بطور كلي مثبت است . تعداد معيني از اجزاي اتمي نوع سوم يعني الكترونه به دور هسته در گردشند هر الكترون حامل يك واحد بار منفي دارد بطور طبيعي تعداد الكترونها ي اتم معادل تعداد پرونتهاي هسته است از آنجايي كه الكترونه بوسيله بار مثبت هسته جذب مي شوند همواره در روي مدارهاي خود در حال گردشند و چون مجموع بار مثبت اتم برابرمجموع بار منفي آن است اتم از نظر بار الكتريكي خنثي مي ماند .
    همان گونه كه فاصله مدارهاي سيارات تا خورشيد متفاوت ولي معين است فواصل مدارهاي گردش الكترونها تا هسته اتم نيز معين است مسير گردش الكترونه در روي اين مدارها لايح هاي الكتروني تشكيل مي دهد كه حالتي متحدالمركز است اولين لايه كه به هسته اتم نزديك است . حد اكثر دو الكترون را در خود جاي مي دهد و دومين لايه تا هشت الكترون را مي تواند در بر داشته باشد لايه هاي ديگر هم هر كدام با حد اكثر تعداد الكترون خود مشخص مي شوند الكترونه معمولاٌ لايه ها را از درون به بيرون پر مي كنند لايه بيروني يك اتم بسته به تعداد الكترونهاي آن ممكن است كامل و ظرفيتي پر داشته باشد يا آنكه به نسبتهاي متفاوتي ناقص باشند مثلاٌ لايه بيروني هيدروژن ناقص است چون يك الكترون بيشتر ندارد و اين الكترون ظرفيت اولين لايه را پر نمي كند اما ظرفيت اتم هليم با داشتن دو الكترون در اولين لايه پرمي شود . در اتم اكسيژن نيز دو الكترون از هشت الكترون آن اولين لايه را پر ميكند و شش الكترون ديگر در لايه دوم قرار مي گيرند از آنجا كه لايه دوم مي تواند تا هشت الكترون را بپذيرد بايد گفت كه لايحه بيروني اتم اكسيژن نا كامل است .
    اتمي كه لايه هاي الكتروني آن كامل باشد بسيار پايدار خواهد بود مثلاٌ اتم هليم با داشتن يك لايه كامل اتمي پايدار و از نظر شيميايي خنثي است يعني بطور طبيعي با اتم هاي ديگر واكنش انجام نمي دهد .
    همچنين نئون با دو لايه كامل . آرگن با سه لايه كامل . كريپتون با چهار لايه كامل . گز نون با پنج لايه كامل و رادُن با شش لايه ُ كامل اتمهاي پايدار و از نظر شيميايي خنثي هستند . به اين عناصر گازهاي بي اثر مي گويند لايه الكتروني بقيه عنصر ها ناقص است و اينگونه اتمها كمابيش نا پايدار هستند . ناپايداري نسبي اين اتمها در واكنش هاي شيميايي آنه آشكار مي شود . بدين معني هر گاه يا اتم با هم برخورد كنند لايه هاي بيروني و ناقص آنها را وادار به واكنشهاي شيميايي مي سازد به بيان دقيق تراتم ها در اين صورت مي توانند از طريق نيروهاي پيوند دهنده الكتريكي يا پيوند هاي شيميايي به هم متصل شوند كه مجموعه اتمهاي حاصل مواد مركبند در واقع خصوصيات شيميايي اتمها به وسيله اولين لايه الكتروني انها معين مي شوند . هر نوع ماده مركب داراي نام شيميايي و فرمولي معين است كه هر دوي آنها نشان دهنده نوع و تعداد اتمها ي وارد در تركيب ان ماده هستند مثلاٌ از نظ رعلمي .نمك طعام تركيبي به نام كلريد سديماست نام اين تركيب دلالت بر وجود اتمهاي سديم و كلرد رآن دارد .فرمول همين ماده نيز گوياي نسبت كمي اين عناصر در تركيب است يعني يك اتم سديم به يك اتم كلر متصل شده است آب نيزاصطلاحاٌ اكسيد هيدروژن است .
    يون :
    هر اتمي تمايل به كامل كردن لايه الكتروني خارجي خود و به اين طريق به حد اكثري ثبات را دارد اما چگونه يك لايه الكتروني كه در اصل ناقص است مي تواند كامل شود يك اتم كلر را در نظر بگيريد 2 الكترون از 17 الكترون مدار اين اتم اولين لايه كامل را مي سازد 8 الكترون دومين لايه الكترون كامل را تشكيل مي دهد و 7الكترون باقي مانده سومين لايحه را نا كامل است به وجود مي آورد . حال يك اتم ساده را در نظر بگيريم 2 الكترون از 11الكترون آن اولين لايه را كامل مي كند . 8 الكترون دومين لايه كامل را بوجود مي اورد و يك الكترون باقي مانده است . آخرين لايه را كه شديداٌ ناقص است تشكيل مي دهد .
    مولكول :
    اتمها نه تنها از طريق انتقال . بلكه از راه سهيم شدن در الكترونها مي توانند به حالت ثبات برسند . مثلاٌ فرض كنيد كه اتمهاي كلر به علت فقدان هر نوع اتم ديگر الكتروني را بدست آورد در اين صورت اتم كلر مي تواند لايه 7 الكترون خارجي خود را از طريق عمل متقابل بايك اتم كلر ديگر كامل كند . ديديم كه يك اتم كلر مي تواند يك الكترون اضافي را با قدرت جذب كند . اگر دو اتم كلر به يكديگر برخورد كنند هر كدام از آنها يكي از الكترونهاي اتم ديگر را با نيروي مشابهي به سوي خود مي كشد ودر عين حال الكترونهاي خود را محكم نگه مي دارد بدين ترتيب بين اين دو اتم نوعي مسابقه جذب الكترون در مي گيرد كه هيچ يك از آنها نمي توانند در اين مسابقه پيروز شوند اين كوشش متقابل همچنان ادامه خواهد داشت ودر نتيجه اتمها متصل بهم باقي مي مانند در اين مورد الكتروني منتقل نمي شود و هيچگونه يوني بوجود نمي آيد . برعكس از آنجا كه هر اتم يكي از الكترونهاي اتم ديگر را به سوي خود مي كشاند يك جفت الكترون به صورت مشترك ميان دو اتم مي ماند يعني هر اتم 7 الكترون خارجي خود به علاوه يك الكترون را كه از اتم ديگر به سوي خود مي كشاند خواهد بود در اين حالت هر يك از دو اتم به گونه اي رفتار خواهد كرد كه گويي واقعاٌ در مدار خارجي خود داراي هشت الكترون است بنا براين به حالت ثبات ميرسد .
    خصوصيات آب :
    بيشتر خصوصيات منحصر به فرد آب ناشي از رابطه فيزيكي موجود ميان اتمهاي اكسيژن و هيدروژن ان است هر دو اتم هيدروژن مولكول آب با اكسيژن آن بصورت كووالانس پيوند يافته اند و به علت وجود محدوديتهاي شيميايي هر دو هيدروژن به يك سمت اتم اكسيژن متصل شده اند . هسته نسبتاٌ بزرگترين و داراي بار مثبت اكسيژن و الكترونهاي هيدروژن را با قدرتي بيش از قدرت هسته هريك هيدروژنها به سوي خود جذب مي كند اين واقعيت همراه با شكل نا متقارون مولكول آ ب سبب مي شود كه قطب اكسيژني مولكول آب نسبت به قطب هيدروژني آن داراي بار منفي مختصري باشد يك مولكول آب به خاطر اين افتراق بار الكتريكي جزئي يا قطبي بودن ميل دارد طوري قرار گيرد كه اتمهاي هيدروژن داراي بار مثبت تر آن به قطبهاي اكسيژني داراي بار منفي پيوند ئيدروژني ناميده مي شود حركت الكترونها در مولكول كامل آب طوري است كه كه قطب اكسيژني داراي بار منفي يك مولكول مي تواند با دو اتم هيدروژن مربوط به دو مولكول آب مجاور پيوند يابد در نتيجه هر مولكول آب ميل دارد با چهار مو لكول مجاور خود پيوند بر قرار سازد .
    تغييرات شيميايي :
    واكنش ها : واكنشهاي شيميايي هنگامي رخ مي دهند كه يك يا چند پيوند شيميايي ميان اتمها به وجود آيد يا گسيخته شود اينگونه فر آيند ها معمولاٌ حاصل برخورد يونها يا مو لكولها به يكديگر است بدين معني كه اگر براي گسيختن يا پديد آمدن پيوند ها مواد مركب بايد بسيار نزديك هم باشند برخورد مستقيم آنها ضروري است . از آنجا كه واكنشها همواره به معناي بروز تغييراتي در پيوند هاي شيميايي هستند نتيجه قطعي هر واكنشي تجديد ارايش اتمها و الگويپيوند ميان آنهاست .
    هر فرايند شيميايي صرفنظر از تعلق به يكي از اقسام واكنشهاي گفته شده داراي دو خاصه اساسي است . 1- خاصه نخست جهت واكنش است در مثالهاي بالا جهت واكنشها توسط پيكانهايي نمايش داده شده است ولي اين امكان تنها به خاطر آنچه كه از تجربه قبلي حاصل شده به دست آمده است در صورت فقدان اين تجربه لزوما روشن نبود كه آيا يك واكنش طرف راست يا چپ ادامه خواهد داشت ولي جهت واقعي واكنش را چه چيز تعيين مي كند .
    2 خاصه دوم :
    خاصه دوم سرعت واكنش است كه مقياسي است كه از اينكه يك واكنش با چه سرعتي و تا چه مدت ادامه خواهد يافت چنانكه گفته شد واكنشهاي حاصل بروز تصادم ميان واحد هاي شيميايي است و اين نتيجه كلي را مي توان گرفت كه سرعت واكنش نسبت مستقيم با سرعت تصادم دارد ولي تعيين كننده هاي اين سرعت كدامند . جهت يك واكنش را انرژي شناسي مواد واكنش كننده اداره مي كنند سرعت آن را هم دما / فشار/ تراكم / كاتاليزورها معين مي دارند .
    انرژي شناسي :
    قوانين ترموديناميك :
    تغييرات شيميايي مانند هرگونه تغييري كه در گيتي صورت مي گيرد تابع قوانين معيني از ترموديناميك هستند وبه آنها اداره مي شود . اين قوانين يسيار اساسي طبيعت به بررسي نوع روابطي كه يك سيستم از نظر انرژي با محيط خود دارد مي پردازد مفهوم كلي انرژي تا حد معادل توانايي انجام كار است سيستم را مي توان به هر دسته از مواد كه در لحظه اي خاص مورد توجهند از جمله گروهي از مواد شيميايي اطلاق كرد كه واكنشهايي بين آنها جريان دارد در اين صورت همه قسمتهاي گيتي ؛ محيط كلي را تشكيل مي دهند كه سيستم در آن جاي دارد .
    قانون اول ترموديناميك كه آنرا قانون بقاي انرژي هم مي دانند بيان دارد كه در هر فرايندي كل تغييرات انرژي بايد مساوي صفر باشد به گفته ديگر انرژي نه خلق مي شود ونه از ميان ميرود . پس اگر يك سيستم شيميايي مقداري انرژي كسب مي كنند مقداري انرژي را بايد به محيط اطراف خود بدهد آنكه اگر يك سيستم شيميايي مقداري انرژي از دست بدهد همان مقدار انرژي را بايد از محيط خود بگيرد پس مفهوم قانون اول اين است كه انرژي فقط مي تواند توزيع مجدد حاصل كند تغيير صورت دهد يا هر دو فرايند متحمل شود .
    قانون دوم ترمودينا ميك : كه در فصل دوم بيان شد مي گويد اگر هر سيستمي به حال خود رها شود به وضعي مي گرايد كه بيشترين ثبات را به دست آورد سنگي كه بربالاي تپه اي قرار دارد نمونه سيستمي كم ثبات تر ( و نيز با نظم بيشتر و احتمال كمتر ) از سنگي كه درپايين سرازيري واقع است قانون دوم حاكي از آن است كه گرچه ممكن است چنين سنگي به پايين تپه بغلتد و به وضعي با ثبات تر برسد . اما هرگز خود به خود به بالاي تپه نمي غلتد . شك نيست اگر يك عامل محيطي انرژي صرف كند مي تواند سنگ را بالاي تپه پراند .
    آنتروپي : دومين عاملي كه ثبات نسبي يك سيستم شيميايي را تعيين مي كند آنتروپي آن سيستم نحوه توزيع انرژي در آن است يك سيستم زماني بيشترين پايداري را دارد كه آنتروپي آن در حد اكثر و توزيع انرژي در آن حد امكان يكنواخت يا تصادفي باشد مي توان نشان داد كه در تصادفي ترين با بي نظم ترين حالتهاي توزيع انرژي در يك سيستم محتمل ترين آنهاست . بدين سبب است كه حالات حد اكثر آنتروپي پايدارترين حالاتند .
    سرعت واكنش :
    فشار و دما : تاثير فشار برسيستمهاي واكنش كننده بسيار متفاوتند و بستگي به اين دارد كه مواد شيميايي شركت كنند در واكنش كدام حالت گاز . مايع و يا جامد باشند هرچه فشار محيط بالاتر باشد سرعت واكنش ميان گازها بيشتر خواهد بود افزايش فشار حجم گاز ها كاهش مي دهد كه در نتيجه امكان برخورد مستقيم يونها يا مولكولها ي گاز افزايش مي يابد از اين رو وقتي كه گازهاي بالقوه قابل اشتغالي مانند هيدروژن تحت فشار نسبتاٌ زيادي واقع شوند خطر ناكتر خواهند بود از آنجا كه مايعات قابل فشرده شدن نيستند فشار تاثير بسيار كمتري برآنها دارد بر جامدات نيز كه ممكن است قابل فشردن باشند يا نباشند تاثير فشار قابل توجه نيست .
    غلظت : سرعت واكنش ها گذشته از فشار و دما به مقدار تركيبات واكنش كننده در واحد حجم يا غلظت نيز بستگي دارد زيرا هرچه مواد آغاز كننده واكنش غليظ تر باشند فراواني تصادم زيادتر و سرعت واكنش بيشتر خواهد بود . بنا براين در صورت يكسان بودن ساير عوامل سرعت واكنش با غلظت تركيبات شركت كننده در آن متناسب است اين نتيجه كلي را گاهي قانون اثر جرو مي نامند .
    كاتاليز : برخي از مواد بدون آنكه خود به عنوان ماده خادم يا فراورده نهايي در واكنش شركت كنند مي توانند انرژي فعال كننده را پايين بياورند. مواد كه كا تاليست ( تسريع كننده يا كاتاليزر ) ناميده مي شوند غالباٌ واكنشها را در دماي بسيار پايين تر از حد مورد نياز عملي مي كنند . تقريباٌ تمام واكنشهايي كه در سيستمهاي زنده صورت ميگيرد تحت تاثير آنزيمها كه نوعي كاتاليستند قرار دارند از آنجا كه همه آنزيمها ساختمان پروتئيني دارند شيوه عمل آنزيمها در اداره كردن سرعت و جهت واكنشها در فصل بعد ودر ارتباط با ساختمان و كنش پروتئيني مورد بحث قرار گرفته است . /
    منابع ومآخذ: دانش زیست شناسی-پل وایس، ریچارد کف

  4. #4

     
    mena آواتار ها
     

    ارسال
    11
    میانگین پست در روز
    0.01
    ميزان امتياز:
    10
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 4 پست
    Array
    خون به سرعت همراه با حركت خون در سرخرگها و دور شدن آن از قلب كاهش مي يا بد . كاهش فشا ر خون مويرگها و سياهرگها بسيار بيشتر است پايين ترين فشا ر خون سياه رگهاي فوقاني و تحتاني ديده مي شود . با توجه به كمي فشار خون در سياه رگها ؛ اين رگ ها چگونه خون را به قلب باز مي گردانند .
    در سياهرگهاي بالا ي قلب نيروي جاذبه اي زمين عامل اصلي جريان خون است اين سياه رگها هاي پايين قلب كه فشار خون بسيا پاييني دارند ؛ عوامل زيادي در حركت خون به طرف دخالت دارند . مثلاٌ : هنگام قدم زدن ؛ انقباض ماهيچه ها در ساق پا سبب فشردن سياهرگها و راندن خون آنها به طرف بالا مي شود . حتي انقباض عصبي ماهيچه ها در هنگام مطالعه به حركت خون بطرف قلب كمك مي كند . اما اين نيروها براي حركت خود در سياه رگها كافي نيست . جريان خون در سياه رگها بدون تاثير دريچه هاي لانه كب طوري در مسير سياه رگها ي قلب قرار دارند كه هنگام عبور خون از پايين به بالا باز وسپس بسته مي شود بطوري كه از بازگشت خون جلوگيري مي كنند همانطور كه دريچه هاي لانه كبو تري مشابه دريچه هاي قلب هستند . اين دريچه ها نيز مثل دريچه هاي قلب هر چند اندك باز مي شود و به خون اجازه عبور به سمت بالا را مي دهد . هنگامي كه خون در طرف بالا يي دريچه ها جمع مي شدند به پايين فشار مي آورد و سبب بسته شدن دريچه ها مي شود شما مي توانيد دريچه هاي لانه كبوتر ي سياه رگها را با حركت دادن انگشت خود در امتداد سياه رگها روي بازو بياييد. براي اين كار به آرامي روي حركت سياه رگ فش بياوريد و سپس انگشت خود را از بالاي بازو به طرف مچ حركت دهيد خواهيد ديد كه وقتي انگشت شما ازروي دريچه اي عبور مي كند و آن را مي بندد ؛ سيا هرگ پشت آن از خون خالي و بي رنگ مي شود .

    پلاسما :
    پلاسما مايعي به رنگ زرد كمرنك و محتوي مواد محلول فراوان است گازهاي محلول مثل نيتروژن ؛ دي اكسيد كربن و اكسيژن ؛ يون هايي مثل سديم ؛ كلر وكلسيم ؛ مواد غذايي مثل گلوكز و اسيدهاي آمينه ؛ هورمون ها ؛ پروتعين ها و مواد دفعي مختلف در پلاسماي خون وجود دارند . در پلاسما چربي نيز وجود دارد كه بصورت ذر ات كروي بسيار ريز در آن غوطه ور است مولكولهاي چربي ممكن است به پروتئين هاي حمل كننده ي چربي ها در پلاسما بپيوندد و به اين ترتيب با جريان خون حركت مي كنند .
    پروتئين هاي پلاسما بيشترين حجم مواد محلول را دارند . سه گروه اصلي پروتئين در پلاسماي خون يافت مي شوند . آلبومين ها ؛ گلوبولين ها وفيبر ينوژن . ./ آلبومين ها و برخي از گلبولين ها ؛ مولكولهاي حمل كننده اي هستند كه به هورمون ها يون ها و اسيد هاي چرب مي پيوندند و به حمل آنها در جريان خون كمك مي كنند . مولكول هاي حمل كننده ي پروتئيني درشت ودر آب محلول هستند . مولكول هاي چربي به اين پروتئين ها مي پيوندند وبه اين ترتيب در خون حمل مي شوند . مولكول هاي حمل كننده ي پروتئيني همچنين مانع تخريب اين مولكول ها در كبد مي شوند . برخي از گلو بولين ها ؛ آنتي بادي ها را مي سازند . مولكول هاي آنتي بادي ويروسها و باكتريها را براي تخريب توسط ماكروفاژها بي اثر مي كنند . فيبر ينوژن ها گروه سومي از مولكول هاي مهم خون هستند كه به انعقاد خون كمك مي كنند .
    كداميك از اعمال خون داراي اهميت بيشتري است ؟ چرا ؟
    همه ي پروتئين هاي خون در حفظ فشار اسمزي خون شركت دارند . فشار اسمزي خون باعث تنظيم تعادل شيميايي بين پلاسماي خون و مايع بين سلولي مي شود . نحوه ي تبا دل مواد در مويرگ ها كه در ادامه توضيح داده مي شود تا حد زيادي به فشار اسمزي خون بستگي دارد خون همچنين به ثبات كمك مي كند اين كار با توليد يون بيكر بنات هنگام حل شدن اكسيد كربن در پلاسما انجام مي شود . پروتئين هاي خون نيز به نگهداري با جذب يا آزاد كردن يون هاي هيدروژن كمك مي كنند .

    گروه هاي خوني :
    حتماٌ شنيده ايد كه براي خون دادن به فرد بيمار و صدمه ديده از خون همنام خون او استفاده مي شود دريافت خون غير همنام اغلب فوق العاده خطرناك است تا آنجا كه است مرك دريافت كننده خون منجر شود . اين مسئله از آنجا ناشي مي شود كه افراد داراي گروه هاي خوني متفاوتند . چهار نوع گروه خوني اصلي a/b/ab/o در انسان وجود دارد كه هريك به دو صورت مثبت و منفي يافت مي شوند .
    در سطح خارجي گلبول هاي قرمز خون افراد دو نوع آنتي ژن از جنس پروتئين به نام آنتي ژن از جنس پروتئين به نام آنتي ژن هاي a/b و جود دارد . گروه هاي خوني براساس وجود يا عدم وجود اين آنتي ژن ها طبقه بندي مي شوند . افرادي كه داراي آنتي ژن A هستند گروه خوني آنها A است . افرادي كه آنتي ژن ا B دارند گروه خوني آنها b است . افرادي كه داراي هردونوع آنتي ژن هستند گروه خوني و افرادي كه هيچكدام از اين آنتي ژن ها را ندارند گرو ه خوني آنها o است .
    علاوه بر وجود انتي ژن ها در گلبولهاي قرمز افراد در پلاسماي خون افراد نيز آنتي بادي هاي ويژ ه اي وجود دارد . به اين ترتيب كه در خون افراد ي كه گروه خوني آنها A است ؛ آنتي بادي B يا آنتي كور ( ضد آنتي ژن B) يا آنتي كور B ( ضد انتي كور B ) ودر خون افرادي كه با گروه خوني B آنتي كور A وجود دارد . در خون افراد با گروه خوني AB هيچ آنتي كوري وجود ندارد ودر خون افراد ي با گروه خوني O هردو نوع آنتي كور A / B وجود دارند .
    آنتي ژن RH پروتئين هاي ديگر ي نيز در خون وجود دارد كه ممكن است تحت شرايط خاص سبب لخته شدن و رسوب گلبول هاي قرمز شوند . مهم ترين اين پروتئين ها ؛ آنتي ژني به نام عامل RH است در خون 85درصد از سفيد پوستان نوعي عامل RH وجود دارد كه به آن RH مثبت ( RH ) مي گويند خون 15درصد باقيمانده عامل RH وجود ندارد كه به آنها RH منفي مي گويند . عامل زماني اثر خود را مي گذارد و آشكار مي كند كه به فردي باخون RH منفي ؛ خون RH مثبت تزريق شود در چنين شرايطي در خون شخص دريافت كننده خون آنتي كور ضد عامل RH به وجود مي آ يد كه سبب لخته شدن و رسوب خون دريافت شده مي شود اين امر ممكن است به مرگ فرد دريافت كننده خون منجر شود . چرا ؟
    به اين ترتيب هريك از گرو ه هاي خوني چهارگانه به دو گروه مثبت و منفي تقسيم مي شوند .



    منبع:

    کتاب دستگاه انتقال مواد(مجموعه کتابهای دانش پایه 20)-حسین الوندی
    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول
    کاربر مقابل پست mena عزیز را پسندیده است: ADMIN

  5. #5

     
    mena آواتار ها
     

    ارسال
    11
    میانگین پست در روز
    0.01
    ميزان امتياز:
    10
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 4 پست
    Array
    غذا لازمه زندگي :
    تمام موجودات زنده واز جمله انسان براي ادامه حيات به تغذيه نياز دارد و به همين منظور غذا مي خورند . غذا مواد مغذي لازم را به بدن مي رساند رشد كنيم وضعيت بدني مناسبي داشته باشيم و به كار فعاليت بپردازيم . غذايي كه مي خوريم بلافاصله براي بدن قابل استفاده نيست و بايد تغيير شكل يابد تبديل غذا به مواد مغذي طي فرايند با جرياني انجام مي گيرد كه گوارش ناميده مي شود . اين فرايند در لوله گوارش روي مي دهد كه از دهان تا مخرج امتداد دارد غدد گوارشي شامل كبد و لوزلمعده مواد شيميايي خاصي به نام شيره هاي گوارشي توليد مي كنند كه كار شكستن غذا به پروتئين ها . چربي ها . هيدراتهاي كربن ( نشاسته . قند و سلولز ) و ويتامين ها را بر عهده دارند طي عمل گوارش عناصر شيميا يي ضروري نظير پتاسيم . آهن كلسيم نيز استخراج مي شود ودر اختيار بدن قرار مي گيرند . پس از شكسته شدن غذا در دستگاه گوارش و تبديل آن به مواد مفيد و مواد زائد . مواد مفيد از طريق جريان گردش خون به تمام اندام هاي بدن مي رسند خون وظيفه حمل اكسيژن وارد شده به بدن از طريق دستگاه تنفس را نيز بر عهده دارند سلولهاي بدن با دريافت مواد غذايي و اكسيژن انرژي لازم براي انجام وظايفشان را به دست مي آورند و مي توانند رشد كنند و جاگزين شوند . دستگاه گردش خون محصولات زائدرا از سلولها مي گيرد وبه شش ها و كليه ها مي رساند تا از اين طريق به بيرون از بدن دفع شوند پس از انجام عمل گوارش و استخراج تمام مواد مفيد از غذا . موادّ زائد با فضولات باقي مانده است به شكل مدفوع از بدن خارج مي شود .
    درون معده :
    معده كيسه بزرگ كشساني است كه در انتهاي سرخ ناي يا مري قرار دارد يك ماهيچه حلقوي تنگ كننده به نام اسفنكتر از برگشت غذا به درون مري جلوگيري مي كند اما اگر معده واقعاٌ آشفته شود غذا را با فشار به بالا مي راند ودر نتيجه حالت تهوع يا استفراغ به ما دست مي دهد . در انتهاي معده هم ماهيچه اي حلقوي به نام اسفنكتر پيلور ( ماهيچه حلقوي باب المعده ) وجود دارد كه نمي گذارد غذا . قبل از گوارش كامل وارد روده شود . جدار يا ديوار معده سه لايه دارد لايحه داخلي داراي چين هاي زيادي است كه غدّهاي ترشح شيره معده را در خود جاي مي دهد اين لايه همچنين رگهاي خونين فراواني دارد . لايه مياني . شامل ماهيچه هايي است كه هر چند لحظه يا ثانيه يك بار معده را به انقباض وا مي دارد و غذارا زيرورو مي كند . لايه سوم پوششي نسبتاٌ نازك است درون معده را قشر ضخيمي از مخاط پوشانده است كه نمي گذارد شيره هاي گوارشي به آن آسيب برساند . به محض آنكه غذا وارد معده مي شود شيره هاي معده روي آن مي ريزند اين شيره ها از آب . اسيد . كلريدريك . و آنزيمها تشكيل شده اند و وظيفه آنها شكستن پروتئين هاي موجود در غذا است عامل اصلي اين تجزيه آنزيمي به نام پپسين است اسيد كلريدريك اكثر باكتري هاي غذا را از بين مي برد هيدرات كربن كه تجزيه آن ها قبلاٌ در دهان و به وسيله بزاق آغاز شده است درون معده زياد تغيير نمي كنند گوارش چربي ها نيز به وسيله ليپاز كه يكي از آنزيم هاي شيره معده است آغاز مي شود اين فرآيند چندان پيش نمي رود زيرا مقدار ليپاز موجود در شيره هاي معدي خيلي كم است بخش عمده اي از چربي ها درون روده شكسته مي شود .
    كبد :
    كبد بزرگترين عضو دروني بدن انسان است و وزنش به حدود 1.5 كيلوگرم مي رسد اين عضو وظايف زيادي دارد و بيش از 500فرايند را هدايت مي كند تمام غذاي گوارش شده اي كه از طريق روده جذب م شود به كبد انتقال مي يابد كبد مقدار ارسال غذا به نتاط مختلف بدن را كنترل مي كند گلوكز و اسيد هاي آمينه اضافي به گليكوژن تبديل مي شود و براي مواقع ضروري ذخيره مي گردند كبد ويتامينهاي خاصي را نيز ذخير مي كند اين عضو در تصفيه كردن خون هم نقشي اساسي دارد و سلولهاي مرده و ديگر مواد زائد آنرا مي گيرند . كبد قسمت بالا وراست شكمي ( راست زير ماهيچه ديافراگم ) را پر مي كند و دو قطعه با تكه مجزا دارد اين عضو سلولهايي به نام سلول هاي كيدي دارد كه بصورت لوبو ل هاي كبدي دسته بندي مي شوند و تعدادشان به 000 /100 مي رسد لوبول هاي كبدي خون حاوي مواد مغّذي حاصل از گوارش محصولات سمّي سلول هاي قرمز مرده و محصولات زائد را جذب مي كنند . در اين جا عمل پردازش مواد مغذي انجام مي گيرد و سپس اين مواد به تمام سلول هاي بدن رسانده ميشود تا مصرف يا ذخيره شوند بخش عمده مواد زائد به زرد آب ياصفرا تبديل مي شود كه از اين طريق مو برگها ي كوچك به كيسه صفرا راه پيدا مي كنند و ذخيره مي شوند . پس از خارج شدن غذا از معده و ورود آن به دوازدهه يا اثني عشر . كيسه صفرا . صفرا را به درون مجراي صفراوي مي ريزد املاح و رنگ دانه هاي صفرا درست شبيه مواد پاك كننده عمل مي كنند و به تجزيه چربي ها ي قابل جذب مي پردازند اگر صفرا نبود چربي ها كه براي بدن مفيد هستند همراه مدفوع از بدن خارج مي شدند .
    لوزالمعده ( پانكراس ) :
    لوزالمعده يا پانكراس غده اي نسبتاٌ باريك و بلند است كه پشت دوازدهه قرار دارد اين عضو دستگاه گوارش متشكل از توده اي از سلول موسوم به جزاير لانگرهانس است كه هورمون ها ي انسولين و گلوكاگن را توليد مي كنند تا قند خون تنظيم شود . لوزالمعده علاوه بر اين سلول ها يي شبيه به غده بزاق دارد كه شيره هاي لوزالمعده را ترشح مي كنند اين شيره هاي گوارشي با ارزش بر سه گروه اصلي از غذاهاي آلي اثر مي گذارند . هيدراتهاي كربن پروتئين ها و چربي ها ي عمده ترين مواد تشكيل دهنده شيره ها عبارتند از آب . بيكربنات . و آنزيم ها ي تربپسين . آميلاز و ليپاز . شيره هاي لوزالمعده از طريق دو مجرا كه در امتداد طول آن قرار دارند به دوازدهه راه مي يابند درون دوازدهه بيكربنات كيموس اسيدي را خنثي مي كند . تربپسين بر پروتئين هاي غذا مي گذارد و فرآيند شكستن اين مواد را كه در معده تحت تاٌثير پپسين آغاز شده است كامل مي سازد آميلاز . تجزيه . كر بوهيدرات ها را كه قبلاٌ يكي از آنزيم هاي موجود در بزاق به نام يتيالين آغاز كننده آن بوده است ادامه مي دهد ليپاز هم به تجزيه چربي ها كمك مي كند .
    غدد گوارشي :
    بخش عمده بزاق را سه زوج از غدد كه ار طريق مجراهايي به دهان متصل مي شوند توليد مي كنند .
    غدد بنا گوش : واقع در قسمت عقب دهان و زير گوش . بزاقي را ترشح مي كنند كه غني از آنزيم پتيالين است . دو زوج ديگر از اين غدد بزاق غليظ تر و چسبنده تري را بيرون مي دهند اين غدد را غدد زير فكي و زير زباني مي نامند زيرا بترتيب زير استخوان فك و زبان قرار دارد ند . بزاق پيوسته و دائم ترشح مي شود و از خشك شدن و فساد مخاط دهان جلوگيري مي كنند ديدن بويينغذا و يا حتي فكر كردن در باره آن مي تواند ترشح و جريان بزاق را افزايش دهد . پوشش جدار معده داراي ها غده است بعضي از اين غده ها ماده لزج خاصي را ترشح مي كنند تا غذا نرم و روان شود و ساير غدد شيره هاي گوارشي حاوي اسيد كلريد ريك و پپسين را بيرون مي دهند لابه لاي پرزهاي روده ها نيز غددي وجود دارد كه باز هم شيره هاي گوارشي و مخاط ترشح مي كنند . غدد دو نوع هستند 1- غدد برون ريز كه مجرا دارند 2- غدد درون ريز كه فاقد مجرا هستند و ترشّحشان را درون خود مي ريزند . مثلاٌ كيسه صفرا غدّ ده اي برون ريز است و صفرا را از طريق مجراي صفرا به دوازدهه مي رساند . اما غددفوق كليوي ( ادرنال ) كه بالاي كليه ها قرار دارند ريز هستند اين غدد به تنظيم متابوليسم با سوخت و ساز بدن كمك مي كند و همچنين باعث مي شوند كه بدن نسبت به تنش ها و فشار هاي روحي واكنش نشان مي دهد . لوزالمعده شامل هر دو نوع اين غدد است .

  6. #6

     
    mena آواتار ها
     

    ارسال
    11
    میانگین پست در روز
    0.01
    ميزان امتياز:
    10
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 4 پست
    Array
    نیروی الکتریکی
    دید کلی :
    چرا وقتی لباس پلاستیکی را از تن خود در می*آورید لباس به تن شما می چسبد؟
    چرا بعد از شانه نمودن سر ، شانه می*تواند خرده*های کاغذ را بلند کند؟
    چرا بعد از راه رفتن روی فرش ، اگر به دستگیره در دست بزنید به دست شما شوک وارد می*شود؟
    اینها نمونه*هایی از نیرویی هستند که از بسیاری جهات شبیه به نیروی گرانشی است. زیر ظاهرا از راه دور و از طریق خلا اثر می*کند. اگر شانه*ای را به سر خود بزنید و آن را به توپ پینگ پنگ آغشته به گرافیت آویزان نزدیک کنید، شانه توپ را از فاصله*ای جذب می*کند. اما این نیرو از نوع گرانشی نیست زیرا خیلی قویتر از آن است. جاذبه گرانشی بین توپ پینگ پنگ و شانه به قدری ضعیف است که قابل آشکارسازی نیست. برای اینکه نیروی گرانشی آشکار سازی شود، جسمی در اندازه کره زمین یا ماه لازم است.
    نیروی جدید یک خاصیت موقتی دارد. زیرا اگر بعد از شانه زدن مدتی صبر کنید، احتمالا اثر این نیرو ناپدید خواهد شد. برای اینکه شانه توپ را جذب کند باید بار الکتریکی به آن داده شود. اگر توپ را به شانه باردار شده نزدیک نمایید، توپ از شانه دور خواهد شد. یعنی بین شانه و توپ نیروی دافعه وجود دارد و این چیزی است که هرگز در نیروی گرانشی دیده نشده است. اگر دو شانه باردار را به هم نزدیک کنید هدیگر را دفع خواهند کرد.
    برهمکنش انواع بار الکتریکی:
    بارهای همنام همدیگر را دفع می*کنند. نیرویی که این نوع بارها بر هم وارد می*کنند، از نوع دافعه است. اگر دو جسم را با میله شیشه*ای یا هر دو با میله پلاستیکی باردار کنیم همدیگر را دفع می*کنند.
    بارهای غیر همنام همدیگر را جذب می*کنند. نیرویی که این نوع بارها برهم وارد می*کنند از نوع جاذبه می*باشد. اگر یکی از اجسام را با میله شیشه*ای و دیگری را با میله پلاستیکی باردار کنیم همدیگر را جذب خواهند کرد.
    آزمایش ها و نتایج حاصل از بررسیها نشان می*دهد که ظاهرا دو نوع بار متفاوت وجود دارد که نوع مثبت آن در میله شیشه*ای و نوع منفی آن در میله پلاستیکی تولید می*گردد.
    بار الکتریکی :
    اگر یک روز خشک و آفتابی روی قالی راه بروید، به محض این که دستتان با دستگیره فلزی تماس پیدا می*کند، جرقه ایجاد می*شود. و یا هنگام باریدن باران ، آذرخش و رعد و برق را بارها ملاحظه کرده*ایم. تمام این موارد حاکی از این است که مقدار زیادی بار الکترونی در اجسام پیرامون ما و حتی در بدن ما ذخیره شده است. خنثی بودن غالب اشیا مشاهده* پذیر و قابل لمس جهان ، از لحاظ الکتریکی ، این واقعیت را تایید می*کند که تمام اشیا حاوی تعداد زیادی بار الکتریکی مثبت و منفی هستند که چون تعداد این دو نوع بار الکتریکی یکسان است، لذا از نظر آثار خارجی کاملا اثر یکدیگر را بی*اثر می*کنند. فقط هنگامی که این توازن زیبای الکتریکی از بین برود، طبیعت آثار بارهای مثبت و منفی آشکار می*شود. بنابراین زمانی که گفته می*شود، جسمی باردار است، منظور این است که بار الکتریکی در جسم اندکی نامتوازن شده است.

    یک آزمایس ساده:
    یک میله شیشه*ای را در دست خود گرفته و با پارچه ابریشمی مالش دهید. عمل مالش سبب می*شود که مقدار کمی بار الکتریکی از یک جسم به جسم دیگر منتقل شود، و لذا خنثایی الکتریکی آن دو به هم می*خورد. حال اگر این میله باردار بوسیله یک رشته نخ از نقطه آویزان کنیم وسیله شیشه*ای دیگری را که به صورت مشابه باردار شده است به این میله نزدیک کنیم، دو میله یکدیگر را می*رانند. اما اگر یک میله پلاستیکی را که با یک پوست خز باردار شده است به این میله نزدیک کنیم، در این صورت میله پلاستیکی انتهای باردار میله شیشه*ای آویزان شده را جذب می*کند.
    بنابراین نتیجه می*گیریم که دو نوع بار الکتریکی وجود دارد. یک نوع از آن ، یعنی بار الکتریکی که روی شیشه مالش داده شده ایجاد می*شود را بار مثبت و نوع دیگر ، یعنی بار الکتریکی ایجاد شده روی میله بار منفی می*نامیم همچنین نتیجه می*گیریم که بارهای الکتریکی همنام یکدیگر را دفع می*کنند و برعکس بارهای الکتریکی غیر همنام همدیگر را جذب می*کنند.

    تاریخچه انتخاب نامهای مثبت و منفی:
    انتخاب نامهای مثبت و منفی برای بارهای الکتریکی مربوط به بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin) است. او علاوه بر کارهای بزرگی که انجام داد، دانشمندی با شهرت بین المللی بود. فرانکلین واژه*های بار و باتری را وارد فرهنگ الکتریسیته کرد. بنابراین به رسم احترام شاید بد نباشد که ، هرگاه باتری ماشین حسابمان خالی می*شود و ما در حین تعویض باتری علامتهای + و را روی باتری مشاهده می*کنیم، که نشان دهنده قطبهای مثبت و منفی باتری هستند، به یاد فرانکلین این دانشمند بزرگ عالم فیزیک بیافتیم.
    نیروی الکتریکی
    دید کلی :
    چرا وقتی لباس پلاستیکی را از تن خود در می*آورید لباس به تن شما می چسبد؟
    چرا بعد از شانه نمودن سر ، شانه می*تواند خرده*های کاغذ را بلند کند؟
    چرا بعد از راه رفتن روی فرش ، اگر به دستگیره در دست بزنید به دست شما شوک وارد می*شود؟
    اینها نمونه*هایی از نیرویی هستند که از بسیاری جهات شبیه به نیروی گرانشی است. زیر ظاهرا از راه دور و از طریق خلا اثر می*کند. اگر شانه*ای را به سر خود بزنید و آن را به توپ پینگ پنگ آغشته به گرافیت آویزان نزدیک کنید، شانه توپ را از فاصله*ای جذب می*کند. اما این نیرو از نوع گرانشی نیست زیرا خیلی قویتر از آن است. جاذبه گرانشی بین توپ پینگ پنگ و شانه به قدری ضعیف است که قابل آشکارسازی نیست. برای اینکه نیروی گرانشی آشکار سازی شود، جسمی در اندازه کره زمین یا ماه لازم است.
    نیروی جدید یک خاصیت موقتی دارد. زیرا اگر بعد از شانه زدن مدتی صبر کنید، احتمالا اثر این نیرو ناپدید خواهد شد. برای اینکه شانه توپ را جذب کند باید بار الکتریکی به آن داده شود. اگر توپ را به شانه باردار شده نزدیک نمایید، توپ از شانه دور خواهد شد. یعنی بین شانه و توپ نیروی دافعه وجود دارد و این چیزی است که هرگز در نیروی گرانشی دیده نشده است. اگر دو شانه باردار را به هم نزدیک کنید هدیگر را دفع خواهند کرد.
    برهمکنش انواع بار الکتریکی:
    بارهای همنام همدیگر را دفع می*کنند. نیرویی که این نوع بارها بر هم وارد می*کنند، از نوع دافعه است. اگر دو جسم را با میله شیشه*ای یا هر دو با میله پلاستیکی باردار کنیم همدیگر را دفع می*کنند.
    بارهای غیر همنام همدیگر را جذب می*کنند. نیرویی که این نوع بارها برهم وارد می*کنند از نوع جاذبه می*باشد. اگر یکی از اجسام را با میله شیشه*ای و دیگری را با میله پلاستیکی باردار کنیم همدیگر را جذب خواهند کرد.
    آزمایش ها و نتایج حاصل از بررسیها نشان می*دهد که ظاهرا دو نوع بار متفاوت وجود دارد که نوع مثبت آن در میله شیشه*ای و نوع منفی آن در میله پلاستیکی تولید می*گردد.
    بار الکتریکی :
    اگر یک روز خشک و آفتابی روی قالی راه بروید، به محض این که دستتان با دستگیره فلزی تماس پیدا می*کند، جرقه ایجاد می*شود. و یا هنگام باریدن باران ، آذرخش و رعد و برق را بارها ملاحظه کرده*ایم. تمام این موارد حاکی از این است که مقدار زیادی بار الکترونی در اجسام پیرامون ما و حتی در بدن ما ذخیره شده است. خنثی بودن غالب اشیا مشاهده* پذیر و قابل لمس جهان ، از لحاظ الکتریکی ، این واقعیت را تایید می*کند که تمام اشیا حاوی تعداد زیادی بار الکتریکی مثبت و منفی هستند که چون تعداد این دو نوع بار الکتریکی یکسان است، لذا از نظر آثار خارجی کاملا اثر یکدیگر را بی*اثر می*کنند. فقط هنگامی که این توازن زیبای الکتریکی از بین برود، طبیعت آثار بارهای مثبت و منفی آشکار می*شود. بنابراین زمانی که گفته می*شود، جسمی باردار است، منظور این است که بار الکتریکی در جسم اندکی نامتوازن شده است.

    یک آزمایس ساده:
    یک میله شیشه*ای را در دست خود گرفته و با پارچه ابریشمی مالش دهید. عمل مالش سبب می*شود که مقدار کمی بار الکتریکی از یک جسم به جسم دیگر منتقل شود، و لذا خنثایی الکتریکی آن دو به هم می*خورد. حال اگر این میله باردار بوسیله یک رشته نخ از نقطه آویزان کنیم وسیله شیشه*ای دیگری را که به صورت مشابه باردار شده است به این میله نزدیک کنیم، دو میله یکدیگر را می*رانند. اما اگر یک میله پلاستیکی را که با یک پوست خز باردار شده است به این میله نزدیک کنیم، در این صورت میله پلاستیکی انتهای باردار میله شیشه*ای آویزان شده را جذب می*کند.
    بنابراین نتیجه می*گیریم که دو نوع بار الکتریکی وجود دارد. یک نوع از آن ، یعنی بار الکتریکی که روی شیشه مالش داده شده ایجاد می*شود را بار مثبت و نوع دیگر ، یعنی بار الکتریکی ایجاد شده روی میله بار منفی می*نامیم همچنین نتیجه می*گیریم که بارهای الکتریکی همنام یکدیگر را دفع می*کنند و برعکس بارهای الکتریکی غیر همنام همدیگر را جذب می*کنند.

    تاریخچه انتخاب نامهای مثبت و منفی:
    انتخاب نامهای مثبت و منفی برای بارهای الکتریکی مربوط به بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin) است. او علاوه بر کارهای بزرگی که انجام داد، دانشمندی با شهرت بین المللی بود. فرانکلین واژه*های بار و باتری را وارد فرهنگ الکتریسیته کرد. بنابراین به رسم احترام شاید بد نباشد که ، هرگاه باتری ماشین حسابمان خالی می*شود و ما در حین تعویض باتری علامتهای + و را روی باتری مشاهده می*کنیم، که نشان دهنده قطبهای مثبت و منفی باتری هستند، به یاد فرانکلین این دانشمند بزرگ عالم فیزیک بیافتیم.
    بررسی کمی نیروی موجود میان ، بارهای الکتریکی:
    در مبحث الکترواستاتیک که بارهای الکتریکی ساکن و یا با سرعت فوق العاده کم مورد بحث قرار می*گیرد، نیروهایی که بارهای الکتریکی هم*نام و غیر هم*نام به یکدیگر وارد می*کنند توسط قانون کولن مورد بررسی قرار می*گیرد. با استفاده از این قانون می*توان علاوه بر مقدار این نیروها ، نوع آنها را از لحاظ جاذبه یا دافعه بودن مشخص نمود.
    کاربرد نیروهای الکتریکی بین اجسام باردار :
    نیروهای الکتریکی موجود بین اجسام باردار در صنعت کاربردهای زیادی دارند، که از آن جمله می*توان به رنگ افشانی الکتروستاتیکی ، گردنشانی ، دود گیری ، مرکب پاشی چاپگرها و فتوکپی اشاره کرد. به عنوان مثال در یک دستگاه فتوکپی دانه*های حامل ماشین با ذرات گرد سیاه رنگی که تونر نام دارد، پوشیده می*شوند. این ذرات بوسیله نیروهای الکتروستاتیکی به دانه حامل می*چسبند.
    ذرات با بار منفی تونر ، سرانجام از دانه*های حاملشان جدا می*شوند. جذب این ذرات توسط تصویر با بار مثبت متن مورد نسخه برداری ، که بر روی یک غلتک چرخان قرار دارد، صورت می*گیرد. آنگاه ورقه کاغذ باردار ذرات تونر را روی غلتک جذب می*کند و بعد از پخته شدن و نشستن ذرات بر روی کاغذ ، کپی مورد نظر به دست می*آید.
    :

    نیروی الکتریکی
    دید کلی :
    چرا وقتی لباس پلاستیکی را از تن خود در می*آورید لباس به تن شما می چسبد؟
    چرا بعد از شانه نمودن سر ، شانه می*تواند خرده*های کاغذ را بلند کند؟
    چرا بعد از راه رفتن روی فرش ، اگر به دستگیره در دست بزنید به دست شما شوک وارد می*شود؟
    اینها نمونه*هایی از نیرویی هستند که از بسیاری جهات شبیه به نیروی گرانشی است. زیر ظاهرا از راه دور و از طریق خلا اثر می*کند. اگر شانه*ای را به سر خود بزنید و آن را به توپ پینگ پنگ آغشته به گرافیت آویزان نزدیک کنید، شانه توپ را از فاصله*ای جذب می*کند. اما این نیرو از نوع گرانشی نیست زیرا خیلی قویتر از آن است. جاذبه گرانشی بین توپ پینگ پنگ و شانه به قدری ضعیف است که قابل آشکارسازی نیست. برای اینکه نیروی گرانشی آشکار سازی شود، جسمی در اندازه کره زمین یا ماه لازم است.
    نیروی جدید یک خاصیت موقتی دارد. زیرا اگر بعد از شانه زدن مدتی صبر کنید، احتمالا اثر این نیرو ناپدید خواهد شد. برای اینکه شانه توپ را جذب کند باید بار الکتریکی به آن داده شود. اگر توپ را به شانه باردار شده نزدیک نمایید، توپ از شانه دور خواهد شد. یعنی بین شانه و توپ نیروی دافعه وجود دارد و این چیزی است که هرگز در نیروی گرانشی دیده نشده است. اگر دو شانه باردار را به هم نزدیک کنید هدیگر را دفع خواهند کرد.
    برهمکنش انواع بار الکتریکی:
    بارهای همنام همدیگر را دفع می*کنند. نیرویی که این نوع بارها بر هم وارد می*کنند، از نوع دافعه است. اگر دو جسم را با میله شیشه*ای یا هر دو با میله پلاستیکی باردار کنیم همدیگر را دفع می*کنند.
    بارهای غیر همنام همدیگر را جذب می*کنند. نیرویی که این نوع بارها برهم وارد می*کنند از نوع جاذبه می*باشد. اگر یکی از اجسام را با میله شیشه*ای و دیگری را با میله پلاستیکی باردار کنیم همدیگر را جذب خواهند کرد.
    آزمایش ها و نتایج حاصل از بررسیها نشان می*دهد که ظاهرا دو نوع بار متفاوت وجود دارد که نوع مثبت آن در میله شیشه*ای و نوع منفی آن در میله پلاستیکی تولید می*گردد.
    بار الکتریکی :
    اگر یک روز خشک و آفتابی روی قالی راه بروید، به محض این که دستتان با دستگیره فلزی تماس پیدا می*کند، جرقه ایجاد می*شود. و یا هنگام باریدن باران ، آذرخش و رعد و برق را بارها ملاحظه کرده*ایم. تمام این موارد حاکی از این است که مقدار زیادی بار الکترونی در اجسام پیرامون ما و حتی در بدن ما ذخیره شده است. خنثی بودن غالب اشیا مشاهده* پذیر و قابل لمس جهان ، از لحاظ الکتریکی ، این واقعیت را تایید می*کند که تمام اشیا حاوی تعداد زیادی بار الکتریکی مثبت و منفی هستند که چون تعداد این دو نوع بار الکتریکی یکسان است، لذا از نظر آثار خارجی کاملا اثر یکدیگر را بی*اثر می*کنند. فقط هنگامی که این توازن زیبای الکتریکی از بین برود، طبیعت آثار بارهای مثبت و منفی آشکار می*شود. بنابراین زمانی که گفته می*شود، جسمی باردار است، منظور این است که بار الکتریکی در جسم اندکی نامتوازن شده است.

    یک آزمایس ساده:
    یک میله شیشه*ای را در دست خود گرفته و با پارچه ابریشمی مالش دهید. عمل مالش سبب می*شود که مقدار کمی بار الکتریکی از یک جسم به جسم دیگر منتقل شود، و لذا خنثایی الکتریکی آن دو به هم می*خورد. حال اگر این میله باردار بوسیله یک رشته نخ از نقطه آویزان کنیم وسیله شیشه*ای دیگری را که به صورت مشابه باردار شده است به این میله نزدیک کنیم، دو میله یکدیگر را می*رانند. اما اگر یک میله پلاستیکی را که با یک پوست خز باردار شده است به این میله نزدیک کنیم، در این صورت میله پلاستیکی انتهای باردار میله شیشه*ای آویزان شده را جذب می*کند.
    بنابراین نتیجه می*گیریم که دو نوع بار الکتریکی وجود دارد. یک نوع از آن ، یعنی بار الکتریکی که روی شیشه مالش داده شده ایجاد می*شود را بار مثبت و نوع دیگر ، یعنی بار الکتریکی ایجاد شده روی میله بار منفی می*نامیم همچنین نتیجه می*گیریم که بارهای الکتریکی همنام یکدیگر را دفع می*کنند و برعکس بارهای الکتریکی غیر همنام همدیگر را جذب می*کنند.

    تاریخچه انتخاب نامهای مثبت و منفی:
    انتخاب نامهای مثبت و منفی برای بارهای الکتریکی مربوط به بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin) است. او علاوه بر کارهای بزرگی که انجام داد، دانشمندی با شهرت بین المللی بود. فرانکلین واژه*های بار و باتری را وارد فرهنگ الکتریسیته کرد. بنابراین به رسم احترام شاید بد نباشد که ، هرگاه باتری ماشین حسابمان خالی می*شود و ما در حین تعویض باتری علامتهای + و را روی باتری مشاهده می*کنیم، که نشان دهنده قطبهای مثبت و منفی باتری هستند، به یاد فرانکلین این دانشمند بزرگ عالم فیزیک بیافتیم.
    بررسی کمی نیروی موجود میان ، بارهای الکتریکی:
    در مبحث الکترواستاتیک که بارهای الکتریکی ساکن و یا با سرعت فوق العاده کم مورد بحث قرار می*گیرد، نیروهایی که بارهای الکتریکی هم*نام و غیر هم*نام به یکدیگر وارد می*کنند توسط قانون کولن مورد بررسی قرار می*گیرد. با استفاده از این قانون می*توان علاوه بر مقدار این نیروها ، نوع آنها را از لحاظ جاذبه یا دافعه بودن مشخص نمود.
    کاربرد نیروهای الکتریکی بین اجسام باردار :
    نیروهای الکتریکی موجود بین اجسام باردار در صنعت کاربردهای زیادی دارند، که از آن جمله می*توان به رنگ افشانی الکتروستاتیکی ، گردنشانی ، دود گیری ، مرکب پاشی چاپگرها و فتوکپی اشاره کرد. به عنوان مثال در یک دستگاه فتوکپی دانه*های حامل ماشین با ذرات گرد سیاه رنگی که تونر نام دارد، پوشیده می*شوند. این ذرات بوسیله نیروهای الکتروستاتیکی به دانه حامل می*چسبند.
    ذرات با بار منفی تونر ، سرانجام از دانه*های حاملشان جدا می*شوند. جذب این ذرات توسط تصویر با بار مثبت متن مورد نسخه برداری ، که بر روی یک غلتک چرخان قرار دارد، صورت می*گیرد. آنگاه ورقه کاغذ باردار ذرات تونر را روی غلتک جذب می*کند و بعد از پخته شدن و نشستن ذرات بر روی کاغذ ، کپی مورد نظر به دست می*آید.
    در مبحث الکترواستاتیک که بارهای الکتریکی ساکن و یا با سرعت فوق العاده کم مورد بحث قرار می*گیرد، نیروهایی که بارهای الکتریکی هم*نام و غیر هم*نام به یکدیگر وارد می*کنند توسط قانون کولن مورد بررسی قرار می*گیرد. با استفاده از این قانون می*توان علاوه بر مقدار این نیروها ، نوع آنها را از لحاظ جاذبه یا دافعه بودن مشخص نمود.
    کاربرد نیروهای الکتریکی بین اجسام باردار :
    نیروهای الکتریکی موجود بین اجسام باردار در صنعت کاربردهای زیادی دارند، که از آن جمله می*توان به رنگ افشانی الکتروستاتیکی ، گردنشانی ، دود گیری ، مرکب پاشی چاپگرها و فتوکپی اشاره کرد. به عنوان مثال در یک دستگاه فتوکپی دانه*های حامل ماشین با ذرات گرد سیاه رنگی که تونر نام دارد، پوشیده می*شوند. این ذرات بوسیله نیروهای الکتروستاتیکی به دانه حامل می*چسبند.
    ذرات با بار منفی تونر ، سرانجام از دانه*های حاملشان جدا می*شوند. جذب این ذرات توسط تصویر با بار مثبت متن مورد نسخه برداری ، که بر روی یک غلتک چرخان قرار دارد، صورت می*گیرد. آنگاه ورقه کاغذ باردار ذرات تونر را روی غلتک جذب می*کند و بعد از پخته شدن و نشستن ذرات بر روی کاغذ ، کپی مورد نظر به دست می*آید.

  7. #7

     
    mena آواتار ها
     

    ارسال
    11
    میانگین پست در روز
    0.01
    ميزان امتياز:
    10
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 4 پست
    Array
    اکولوژی عمومی

    اکولوژی (Ecology) که یکی از شاخه*های زیست شناسی است، مجموعه شناختهایی است که انسان درباره اثرات محیط بر روی موجود زنده و اثرات موجود زنده بر روی محیط و اثرات متقابل موجودات زنده باهم ، دارند. کلمه اکولوژی از لغت Oikos به معنی مسکن و پسوند Logos به معنای شناخت ، اشتقاق یافته است.
    دید کلی:
    هر یک از شاخه*های علوم برای خود موضوع خاصی دارند و اساس دلیل تمایز شاخه*های مختلف تفاوت در موضوعات مورد بحث آنهاست. بر این اساس مجموعه دانسته*های انسان درباره موجود زنده و اختصاصات آنها در چهارچوب دانش زیست شناسی جمع بندی می*گردند. اما به دلیل وسعت موضوع شاخه*های فرعی زیست شناسی انتظام یافته و هر یک از شاخه*ها ، موجودات زنده را در اشلهای مختلف بررسی و تحقیق می*نماید. اکولوژی را با عبارات زیر می*توان تعریف کرد: مطالعه روابط متقابل بین موجودات زنده و محیط ، مطالعه ساختمان و کیفیت وقوع پدیده*های زیستی در طبیعت ، مطالعه ساختمان و نحوه عملکرد طبیعت و مطالعه ساختمان و فیزیولوژی طبیعت.
    مباحثی که در اکولوژی مطرح می*شود به صورت زیر است. تولید و تجزیه اکوسیستمها ، جریان ماده و انرژی در اکوسیستمها ، چرخه*های بیوژئوشیمیایی ، هرمهای اکولوژیک و زنجیره*های غذایی، انواع زیستگاهها ، آلودگیهای زیست محیطی .... اکولوژی از بین دانشهای بشر تنها رشته*ای که به عواقب علم و تکنولوژی می*اندیشد و نگران افزایش علم و دخالت انسان در محیط است. جمعی اکولوژی را "علم ضد علم" نامیده*اند چون سعی دارد نقش ترمز را روی ماشین علم و قدرت انسان بازی کند.
    تقسیمات اکولوژی:
    اکولوژی را بر مبنای شرایط مطالعه به دو بخش می*توان تقسیم کرد.
    اتواکولوژی (Autoecology) :
    از دید مکتب فرانسوی اگر یک موجود زنده به تنهایی در ارتباط با محیط مطالعه شود و هیچگونه رابطه*ای با موجودات زنده دیگر در محیط نداشته باشد این نوع مطالعه اتواکولوژی است. مثلا گیاهان در مناطق نزدیک قطب یا در بیابانها در فواصل بسیار دور از همدیگر رشد و زندگی می*کنند و عملا هیچگونه ارتباط زیستی اعم از حمایت یا رقابت با همدیگر ندارند، مطالعه در چنین محیطهایی داخل بحث اتواکولوژی قرار دارد. در مکتب آمریکایی اگر موجود زنده*ای به حالت منفرد و یا عده*ای از افراد متعلق به یک گونه واحد در رابطه با محیط بررسی شوند این مطالعه اتواکولوژی است.
    سین اکولوژی (Synecology) :
    وقتی موجود زنده در کنار موجودات زنده دیگر اعم از اینکه به گونه واحد یا گونه*های متعددی متعلق باشند، زندگی کند، مطالعه اکولوژی چنین موجودی در محدوده بحثهای سین اکولوژی می*باشد. یا به عبارت دیگر اگر موجود یا موجودات زنده در جمع سایر موجودات زنده مورد بررسی قرار گیرد. مطالعه از نوع سین اکولوژی است. مثلا مطالعه یک درخت بلوط یا درختان بلوط در یک جنگل و در جمع سایر گیاهان و جانوران.
    تفاوت اکولوژی و فیزیولوژی گیاهی :
    تفاوت اساسی اکولوژی و فیزیولوژی گیاهی این است که دانش فیزیولوژی اثرات فرد فرد عوامل محیط را در شرایط آزمایشگاهی بر روی پدیده*های حیاتی بررسی می*کند. به این معنی که کلیه عوامل محیط را مصنوعا و در یک حد ثابت در آزمایشگاه ایجاد می*نماید و آنگاه اثرات نوسان یک عامل را بر روی پدیده*های زیستی مطالعه می*کند. ولی دانش اکولوژی اثرات عوامل محیط را در شرایط طبیعی در روی موجودات زنده بررسی می*نماید.
    فرق اساسی شرایط آزمایشگاهی و طبیعت در این نکته است که وقتی یکی از عوامل محیط در طبیعت تغییر می*کند، عده ای از عوامل و شرایط دیگر محیط به تبعیت از همان عامل نوسان می*کنند. به همین لحاظ دشواری بسیار مهم مطالعات اکولوژی پیچیدگی شرایط مطالعه است. به علاوه اکولوژی به اثرات موجودات زنده در روی محیط نیز عمیقا توجه دارد.
    مباحث مورد بحث در اکولوژی عمومی
    اکوسیستم:
    کلیه موجودات زنده یک ناحیه مفروض را که با محیط فیزیکی خود در کنش متقابل هستند. بطوریکه جریان انرژی در آن موجب پیدایش ساختمان مشخص تغذیه*ای ، تنوع زیستی و گردش مواد گردد و چرخه دقیقا یا تقریبا بسته برای انتقال مواد بین محیط و موجودات زنده برقرار گردد که تثبیت و انتقال انرژی خورشید را ممکن سازد، اکوسیستم نامیده می*شود. مباحثی که در داخل اکوسیستم بحث می*شود شامل این موارد است. اجزای اکوسیستم ، فاکتورهای محیطی و شیمیایی در اکوسیستم ، تولید و تجزیه در اکوسیستم ، جریان ماده و انرژی در داخل اکوسیستم ، تولیدات غذایی در اکوسیستم ، زنجیره*های غذایی و شبکه غذایی و هرمهای اکولوژیکی.
    اصول کلی در مورد مطالعه محیط:
    یکی از این اصول میدان اکولوژی یا نیش اکولوژی می*باشد. منظور از میدان اکولوژی یک موجود زنده مجموعه*ای از شرایط محیط است که موجود زنده در طبیعت تحت آنها زندگی می*کند. در این محدوده باید دامنه نوسان محیط و اثرات آنرا در روی پدیده*های حیاتی بررسی و مشخص کنیم. از اصول دیگر می*توان به عوامل محدود کننده اشاره کرد. در این مورد دو قانون مینیمم و تحمل بحث می*شود.
    قانون مینیمم می*گوید که عنصر غذایی که کمترین مقدار را در محیط زندگی جاندار حائز است میزان رشد و نمو آن را تعیین می*کند. قانون مینیمم در طبیعت حکومت می*کند. قانون تحمل می*گوید که وفور و یا شدت عوامل اکولوژیکی می*توانند مرزها و امکانات رشد و زندگی جانداران را محدود و معین سازند. در این مقوله تطابق موجودات زنده با عوامل محدود کننده ، شرایط مناسب یا Optimal در ارتباط با عوامل محدود کننده بحث می*شود.
    جمعیت:
    مفهوم و معنای کلمه جمعیت برای اذهان همه مردم آشناست. وقتی می*گوییم جمعیت ایران ، منظور همه ایرانیانی است که در یک زمان معین در کشور ایران زندگی کرده یا می*کنند. از نظر اکولوژی نیز تعریف جمعیت اساسا بر این مبنا است. جمعیت مجموعه افراد متعلق به یک گونه است که در یک فضای معین و در یک زمان مشخص زندگی می*کنند. زندگی موجودات در حالت انفرادی و اجتماعی عمیقا باهم تفاوت است. بررسی جوامع زنده بخش مهمی از دانش اکولوژی را تحت عنوان سین اکولوژی تشکیل می*دهد.
    آلودگیهای محیط زیست :
    ورود هر نوع ماده خارجی به آب ، هوا و خاک به میزانی که کیفیت فیزیکی ، شیمیایی یا بیولوژیکی اجزای محیط را تغییر داده و به حال موجودات زنده مضر باشد، آلودگی نام دارد. مباحثی مرتبط که در اکولوژی مطرح می*شود شامل مواد آلاینده طبیعی ، مواد آلاینده مصنوعی ، تقسیم بندی آلودگیها ، اثرات مواد آلاینده و آلودگی توسط مواد رادیواکتیو می*باشد.
    زیستگاهها:
    زیستگاهها به مکانهایی اطلاق می*شود که موجود زنده گیاهی و جانوری در آنجا زندگی می*کنند. فاکتورهای زیادی تعیین کننده نوع زیستگاه موجودات زنده است. زیستگاهها 4 نوع هستند: زیستگاههای خشکی ، زیستگاههای آبی ، زیستگاههای هوایی و زیستگاههای زیرزمینی. که مطالعه این محیطها و موجودات در آنها در محدوده علم اکولوژی قرار دارد.

  8. #8

     
    mena آواتار ها
     

    ارسال
    11
    میانگین پست در روز
    0.01
    ميزان امتياز:
    10
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 4 پست
    Array
    بسمه تعالي
    غذا لازمه زندگي :
    تمام موجودات زنده واز جمله انسان براي ادامه حيات به تغذيه نياز دارد و به همين منظور غذا مي خورند . غذا مواد مغذي لازم را به بدن مي رساند رشد كنيم وضعيت بدني مناسبي داشته باشيم و به كار فعاليت بپردازيم . غذايي كه مي خوريم بلافاصله براي بدن قابل استفاده نيست و بايد تغيير شكل يابد تبديل غذا به مواد مغذي طي فرايند با جرياني انجام مي گيرد كه گوارش ناميده مي شود . اين فرايند در لوله گوارش روي مي دهد كه از دهان تا مخرج امتداد دارد غدد گوارشي شامل كبد و لوزلمعده مواد شيميايي خاصي به نام شيره هاي گوارشي توليد مي كنند كه كار شكستن غذا به پروتئين ها . چربي ها . هيدراتهاي كربن ( نشاسته . قند و سلولز ) و ويتامين ها را بر عهده دارند طي عمل گوارش عناصر شيميا يي ضروري نظير پتاسيم . آهن كلسيم نيز استخراج مي شود ودر اختيار بدن قرار مي گيرند . پس از شكسته شدن غذا در دستگاه گوارش و تبديل آن به مواد مفيد و مواد زائد . مواد مفيد از طريق جريان گردش خون به تمام اندام هاي بدن مي رسند خون وظيفه حمل اكسيژن وارد شده به بدن از طريق دستگاه تنفس را نيز بر عهده دارند سلولهاي بدن با دريافت مواد غذايي و اكسيژن انرژي لازم براي انجام وظايفشان را به دست مي آورند و مي توانند رشد كنند و جاگزين شوند . دستگاه گردش خون محصولات زائدرا از سلولها مي گيرد وبه شش ها و كليه ها مي رساند تا از اين طريق به بيرون از بدن دفع شوند پس از انجام عمل گوارش و استخراج تمام مواد مفيد از غذا . موادّ زائد با فضولات باقي مانده است به شكل مدفوع از بدن خارج مي شود .
    درون معده : معده كيسه بزرگ كشساني است كه در انتهاي سرخ ناي يا مري قرار دارد يك ماهيچه حلقوي تنگ كننده به نام اسفنكتر از برگشت غذا به درون مري جلوگيري مي كند اما اگر معده واقعاٌ آشفته شود غذا را با فشار به بالا مي راند ودر نتيجه حالت تهوع يا استفراغ به ما دست مي دهد . در انتهاي معده هم ماهيچه اي حلقوي به نام اسفنكتر پيلور ( ماهيچه حلقوي باب المعده ) وجود دارد كه نمي گذارد غذا . قبل از گوارش كامل وارد روده شود . جدار يا ديوار معده سه لايه دارد لايحه داخلي داراي چين هاي زيادي است كه غدّهاي ترشح شيره معده را در خود جاي مي دهد اين لايه همچنين رگهاي خونين فراواني دارد . لايه مياني . شامل ماهيچه هايي است كه هر چند لحظه يا ثانيه يك بار معده را به انقباض وا مي دارد و غذارا زيرورو مي كند . لايه سوم پوششي نسبتاٌ نازك است درون معده را قشر ضخيمي از مخاط پوشانده است كه نمي گذارد شيره هاي گوارشي به آن آسيب برساند . به محض آنكه غذا وارد معده مي شود شيره هاي معده روي آن مي ريزند اين شيره ها از آب . اسيد . كلريدريك . و آنزيمها تشكيل شده اند و وظيفه آنها شكستن پروتئين هاي موجود در غذا است عامل اصلي اين تجزيه آنزيمي به نام پپسين است اسيد كلريدريك اكثر باكتري هاي غذا را از بين مي برد هيدرات كربن كه تجزيه آن ها قبلاٌ در دهان و به وسيله بزاق آغاز شده است درون معده زياد تغيير نمي كنند گوارش چربي ها نيز به وسيله ليپاز كه يكي از آنزيم هاي شيره معده است آغاز مي شود اين فرآيند چندان پيش نمي رود زيرا مقدار ليپاز موجود در شيره هاي معدي خيلي كم است بخش عمده اي از چربي ها درون روده شكسته مي شود .
    : كبد : كبد بزرگترين عضو دروني بدن انسان است و وزنش به حدود 1.5 كيلوگرم مي رسد اين عضو وظايف زيادي دارد و بيش از 500فرايند را هدايت مي كند تمام غذاي گوارش شده اي كه از طريق روده جذب م شود به كبد انتقال مي يابد كبد مقدار ارسال غذا به نتاط مختلف بدن را كنترل مي كند گلوكز و اسيد هاي آمينه اضافي به گليكوژن تبديل مي شود و براي مواقع ضروري ذخيره مي گردند كبد ويتامينهاي خاصي را نيز ذخير مي كند اين عضو در تصفيه كردن خون هم نقشي اساسي دارد و سلولهاي مرده و ديگر مواد زائد آنرا مي گيرند . كبد قسمت بالا وراست شكمي ( راست زير ماهيچه ديافراگم ) را پر مي كند و دو قطعه با تكه مجزا دارد اين عضو سلولهايي به نام سلول هاي كيدي دارد كه بصورت لوبو ل هاي كبدي دسته بندي مي شوند و تعدادشان به 000 /100 مي رسد لوبول هاي كبدي خون حاوي مواد مغّذي حاصل از گوارش محصولات سمّي سلول هاي قرمز مرده و محصولات زائد را جذب مي كنند . در اين جا عمل پردازش مواد مغذي انجام مي گيرد و سپس اين مواد به تمام سلول هاي بدن رسانده ميشود تا مصرف يا ذخيره شوند بخش عمده مواد زائد به زرد آب ياصفرا تبديل مي شود كه از اين طريق مو برگها ي كوچك به كيسه صفرا راه پيدا مي كنند و ذخيره مي شوند . پس از خارج شدن غذا از معده و ورود آن به دوازدهه يا اثني عشر . كيسه صفرا . صفرا را به درون مجراي صفراوي مي ريزد املاح و رنگ دانه هاي صفرا درست شبيه مواد پاك كننده عمل مي كنند و به تجزيه چربي ها ي قابل جذب مي پردازند اگر صفرا نبود چربي ها كه براي بدن مفيد هستند همراه مدفوع از بدن خارج مي شدند .
    لوزالمعده ( پانكراس ) .
    لوزالمعده يا پانكراس غده اي نسبتاٌ باريك و بلند است كه پشت دوازدهه قرار دارد اين عضو دستگاه گوارش متشكل از توده اي از سلول موسوم به جزاير لانگرهانس است كه هورمون ها ي انسولين و گلوكاگن را توليد مي كنند تا قند خون تنظيم شود . لوزالمعده علاوه بر اين سلول ها يي شبيه به غده بزاق دارد كه شيره هاي لوزالمعده را ترشح مي كنند اين شيره هاي گوارشي با ارزش بر سه گروه اصلي از غذاهاي آلي اثر مي گذارند . هيدراتهاي كربن پروتئين ها و چربي ها ي عمده ترين مواد تشكيل دهنده شيره ها عبارتند از آب . بيكربنات . و آنزيم ها ي تربپسين . آميلاز و ليپاز . شيره هاي لوزالمعده از طريق دو مجرا كه در امتداد طول آن قرار دارند به دوازدهه راه مي يابند درون دوازدهه بيكربنات كيموس اسيدي را خنثي مي كند . تربپسين بر پروتئين هاي غذا مي گذارد و فرآيند شكستن اين مواد را كه در معده تحت تاٌثير پپسين آغاز شده است كامل مي سازد آميلاز . تجزيه . كر بوهيدرات ها را كه قبلاٌ يكي از آنزيم هاي موجود در بزاق به نام يتيالين آغاز كننده آن بوده است ادامه مي دهد ليپاز هم به تجزيه چربي ها كمك مي كند .
    غدد گوارشي :
    بخش عمده بزاق را سه زوج از غدد كه ار طريق مجراهايي به دهان متصل مي شوند توليد مي كنند .
    غدد بنا گوش : واقع در قسمت عقب دهان و زير گوش . بزاقي را ترشح مي كنند كه غني از آنزيم پتيالين است . دو زوج ديگر از اين غدد بزاق غليظ تر و چسبنده تري را بيرون مي دهند اين غدد را غدد زير فكي و زير زباني مي نامند زيرا بترتيب زير استخوان فك و زبان قرار دارد ند . بزاق پيوسته و دائم ترشح مي شود و از خشك شدن و فساد مخاط دهان جلوگيري مي كنند ديدن بويينغذا و يا حتي فكر كردن در باره آن مي تواند ترشح و جريان بزاق را افزايش دهد . پوشش جدار معده داراي ها غده است بعضي از اين غده ها ماده لزج خاصي را ترشح مي كنند تا غذا نرم و روان شود و ساير غدد شيره هاي گوارشي حاوي اسيد كلريد ريك و پپسين را بيرون مي دهند لابه لاي پرزهاي روده ها نيز غددي وجود دارد كه باز هم شيره هاي گوارشي و مخاط ترشح مي كنند . غدد دو نوع هستند 1- غدد برون ريز كه مجرا دارند 2- غدد درون ريز كه فاقد مجرا هستند و ترشّحشان را درون خود مي ريزند . مثلاٌ كيسه صفرا غدّ ده اي برون ريز است و صفرا را از طريق مجراي صفرا به دوازدهه مي رساند . اما غددفوق كليوي ( ادرنال ) كه بالاي كليه ها قرار دارند ريز هستند اين غدد به تنظيم متابوليسم با سوخت و ساز بدن كمك مي كند و همچنين باعث مي شوند كه بدن نسبت به تنش ها و فشار هاي روحي واكنش نشان مي دهد . لوزالمعده شامل هر دو نوع اين غدد است .

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. با خوردن این خوراکی ها شاد بمانید
    توسط hale در انجمن تغذیه
    پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: 01-03-2012, 10:30 PM
  2. شاد باشید و زندگی کنید
    توسط sara.b در انجمن روشهای موفقیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: 04-04-2011, 08:17 AM
  3. شاد باشید و زندگی کنید
    توسط sara.b در انجمن تالار روانشناسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: 04-04-2011, 08:17 AM
  4. شاد باشید
    توسط MEHRAD در انجمن داستان
    پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: 03-23-2011, 11:15 PM
  5. امیدوارم همیشه شاد باشید
    توسط معراج در انجمن عکس های جالب و دیدنی
    پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: 03-12-2011, 06:51 PM

Visitors found this page by searching for:

Nobody landed on this page from a search engine, yet!
SEO Blog

کلمات کلیدی موضوع

بوک مارک ها

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به ارسال ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید ارسال های خود را ویرایش کنید
  •  

تست بلاک سمت راست

این قسمت مربوط به توضیحات مختصری در مورد سایت می باشد.
شما میتوانید ویرایش و یا پاکش کنید.
این قالب کاملا رایگان بوده و فروش آن غیر مجاز می باشد.
طراح و صاحب امتیاز:
تالار پی سی پرشین
برپایه:ویبولتن 4.1.12
تاریخ انتشار:20/02/1391

تست بلاک سمت چپ

این قسمت مربوط به توضیحات مختصری در مورد سایت می باشد.
شما میتوانید ویرایش و یا پاکش کنید.
این قالب کاملا رایگان بوده و فروش آن غیر مجاز می باشد.
طراح و صاحب امتیاز:
تالار پی سی پرشین
برپایه:ویبولتن 4.1.12
تاریخ انتشار:20/3/1391

این وب سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد